۲۰ رمان
محمد میرکیانی، نویسنده ایرانی کودک و نوجوان است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به قصه، اخلاق، تاریخ و روایتهای مناسب نوجوانان نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
معبد مرگ و شمشیر طلایی
همه دارو و ندارش این شمشیر بود. آن را برای روز نداری نگهداشته بود. این شد که همسرش گفت:« دیگر خسته شدم و میخواهم این شمشیر جواهرنشان را بفروشم.
پند و قند 3
نمیدانم تابه حال از زبان این و آن چند مثل شنیدهاید. مثل حرف شیرینی است که همیشه در یاد میماند؛ درست مثل شیرینی قند. مثل یعنی چیزی را به چیزی شبیه کردن. برای چه؟ برای آنکه راحتتر بتوانیم با هم حرف بزنیم. برای آنکه آسانتر بتوانیم آنچه را به آن فکر میکنیم، بر زبان بیاوریم.
راهزنان و اسیران بیایان
تنتن و سندباد
پسرک ماهیگیر مثل هر روز از کلبه بیرون آمد و نگاهی به روبهرو انداخت: دریا آرام بود. خورشید با نور نقرهای رنگش همه جا را رنگآمیزی کرده بود. کمی دورتر، مرغهای دریایی در حال پرواز و جست و خیز بودند. پسرک ماهیگیر لبخندی زد و به طرف قایقش رفت...
طوطی خندان و شاه گریان
طوطی خندان در میان طوطیهای دیگر جنگل از همه شادتر بود. میگفت میخندید و لحظهای آرام قرار نداشت، آنقدر که طوطیهای دیگر نگران جان او شده بودند که روزی با این بازیگوشیها خودش را گرفتار میکند.