کتاب «بعضی روزها» نوشتهی ماریا ورنیکه یک داستان تصویری کوتاه است که با متن اندک و تصاویر مینیمال پیش میرود. روایت از زاویهی دید یک کودک شکل میگیرد و بر تجربههای متغیر او از روزمرگی تمرکز دارد؛ روزهایی که گاهی پر از آرامش و نزدیکی با مادر است و روزهایی که با غیبت، سکوت یا فقدان سایه میافتد. در مرکز داستان، خانهای با یک چاه قرار دارد که برای کودک حکم نمادی از ارتباط با گذشته را دارد. او در خیال خود تصور میکند که از طریق این چاه میتواند به فردی که دیگر در زندگی حضور ندارد، دسترسی پیدا کند. مادر و کودک در این لحظات با هم گفتگو میکنند و حضور غایب را از راه خاطره زنده نگه میدارند. کتاب بیشتر به موضوعاتی مثل فقدان، پیوند خانوادگی، و نقش تخیل در کنار آمدن با غم میپردازد. تصاویر ساده اما پرمعنا بخش اصلی روایت را پیش میبرند و به جای توضیح مستقیم، فضای مبهم و چندلایهای ایجاد میکنند که خواننده را وادار به تفسیر شخصی میسازد. این کتاب به طور رسمی برای کودکان ۶ سال به بالا منتشر شده، چون متن ساده و کوتاهی دارد و از نظر ساختار، کتاب تصویری کودکانه محسوب میشود، اما به خاطر مضمونش که به فقدان، غیبت و احساسات عمیق میپردازد، خیلی وقتها برای نوجوانها و حتی بزرگسالها هم قابل خواندن و تأملبرانگیز است.