لارا پس از جدایی، رم را رها کرده و به جنوب ایتالیا میرود، به روستایی کوچک و زیبا و دور از دسترس. در خانهای ساکن میشود که ماجراهایی از ساکنان گذشتهاش دارد و قهرمان داستان با حضور در میان مردم سعی دارد خاطرهساز تازه این خانه و این روستا باشد. بازسازی این خانه برای لارای در حضور مردان، مثل بازسازی روح خودش برابر آسیب مردان پیرامونش است. او دوستیها را شکل میدهد و تلاش میکند آرامش خودش، خانهاش و روستا را حفظ کند. در حضور مردها، تصویری دقیق و خاطرهانگیز از زنی است که به دنبال یافتن آرامش است.