کتاب «خانهای برای دختران ناخواسته» نوشتهی جوآنا گودمن، یک رمان تاریخی درام و احساسی است که در دههی ۱۹۵۰ میلادی در کبک کانادا روایت میشود. این داستان بر اساس یک واقعیت تاریخی واقعی نوشته شده که در بستر یک دوره تاریک از تاریخ کانادا قرار دارد. یکی از جنبههای اصلی این داستان به بحران "بچههای دوپلسیس" (Duplessis Orphans) اشاره دارد که یک فصل تلخ از تاریخ کبک است. در دهه ۱۹۵۰، نخستوزیر وقت کبک، موریس دوپلسیس، قانونی وضع کرد که به موجب آن دولت برای نگهداری از بیماران روانی و افراد دارای معلولیتهای ذهنی بودجههای بیشتری به کلیساها پرداخت میکرد. این وضعیت باعث شد بسیاری از کودکان یتیم و سالم در این یتیمخانهها بهطور نادرست به عنوان بیماران روانی شناخته شوند تا بیمارستانهای روانی بتوانند بودجه بیشتری دریافت کنند. این کودکان اغلب در شرایطی سخت و پر از سوءاستفاده و بیتوجهی زندگی میکردند. در کتاب گودمن شخصیتهای اصلی داستان نیز تحت تأثیر همین وضعیت قرار دارند. دختران ناخواسته، مانند مگی، که به یتیمخانهها سپرده میشوند، درواقع قربانیان همین سیستم ناعادلانه هستند. داستان این کتاب حول محور دختری نوجوان به نام مگی هیوز میچرخد که در شرایطی دشوار و فرهنگی متضاد، مجبور به مواجهه با بحرانهای خانوادگی و اجتماعی میشود. مگی در ۱۵ سالگی از پسری فرانسویزبان باردار میشود، اما تحت فشار شدید خانوادهاش، مجبور میشود کودک خود را به یتیمخانه بسپارد و زندگیاش را ادامه دهد. رمان به دو خط زمانی مختلف میپردازد: یکی در دههی ۱۹۵۰ و دیگری در دههی ۲۰۱۰. بیشتر تمرکز بر سرنوشت مگی و دخترش که از هم جدا میشوند، قرار دارد. مگی پس از گذشت سالها همچنان به دنبال بازسازی رابطه با دخترش و جبران گذشته است. در این مسیر او با مشکلات زیادی از جمله سیستم نادرست یتیمخانهها و سوءاستفادههایی که در آن زمان از کودکان صورت میگرفت، روبرو میشود. کتاب بهویژه با اشاره به دوران تاریک "بچههای دوپلسیس"، که به موجب قانون موریس دوپلسیس، کودکان سالم بهطور نادرست به عنوان بیماران روانی شناخته میشدند، زمینههای اجتماعی و سیاسی آن دوران را بررسی میکند. کتاب «خانهای برای دختران ناخواسته» در دو سطح عاطفی و تاریخی به مشکلات عمیق اجتماعی و خانوادگی میپردازد. شخصیتهای اصلی داستان، مگی و مادرش الویرا، هرکدام در جستوجوی هویت و بازسازی ارتباطی هستند که بهطور ناخواسته از هم جدا شده است. در این راستا داستانی از عشق، رنج و جدایی روایت میشود که در نهایت با تلاش برای پیدا کردن هویت و همنشینی دوباره، به اوج خود میرسد. این رمان نه تنها یک درام خانوادگی را به تصویر میکشد، بلکه به تحلیل نهادهای اجتماعی و سوءاستفادههایی که از قدرت انجام شده است، میپردازد.