با دقیق شدن در آینهی جلو مجبور میشوم چشمانم را ریز کنم تا مطمئن شوم خیالات برم نداشته است. ماشینی پشت سرم است با چراغهای کمرنگی که میتوانند انعکاس چراغهای خیابان در شیشه باشند. اما وقتی دوباره نگاه میکنم هنوز هم آنجاست و قطعا یک ماشین است. اولین کسی که به فکرم میرسد جسینتاست، اما این فکر را از سرم بیرون میکنم. از روی ارتفاع و شکل چراغهایش نمیتوانم بگویم چه ماشینی است. اما قطعا مینی کوپر جسینتا نیست. شبیه یک نوع اس یو وی است و دارد نزدیکتر میشود.