هریسن تمام تلاشش را میکند که پسر خوبی باشد، ولی یک عیب بزرگ دارد… او نمیتواند خشمش را کنترل کند. بنابراین وقتی در جشنتولدی به جای بادکنک یک سیاهچاله هدیه میگیرد، فرصتی فوقالعاده نصیبش میشود تا از شر هر چیزی که حرصش را درمیآورد، خلاص شود. ولی سیاهچاله علاوه بر چیزهای نفرتانگیز، چیزهای دوستداشتنی را هم میبلعد و….