پلنگ برفی

(The Art of Patience)

گرگ‌ها سمتشان چرخیدند. نفس زینب راحت بالا نمی‌آمد. دهانش پرآب شد. اگر این کارها اثر نداشته باشد و بهشان حمله کنند چی؟ دستش شل شد. سنگ داشت از دستش می‌افتاد که احمد فریاد زد:« زینب! چرا ایسته کردی؟ بیا جلو».

معارف
9786004417396
۱۴۰۴
۱۳۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول