کتاب «هتل رویا» اثر لیلا العلمی، نویسنده مراکشیتبار و نامزد جایزه پولیتزر، دریچهای نو به ادبیات گمانهزن و پادآرمانشهری مدرن میگشاید. این رمان گذاری هوشمندانه از روایتهای واقعگرایانه پیشین نویسنده به فضای نقد اجتماعی-تکنولوژیک است. داستان در آیندهای نه چندان دور در ایالات متحده جریان دارد؛ دورانی که پس از یک فاجعه تروریستی، مرز میان امنیت و استبداد از میان رفته و نهادی تحت عنوان «اداره ارزیابی ریسک» (RAA) با بهرهگیری از هوش مصنوعی، بر تمام زوایای زندگی شهروندان چیره شده است. لیلا العلمی با مهارتی ستودنی، مفهوم «جنایت پیش از وقوع» را از لایههای فلسفی به بطن زندگی روزمره میکشاند و نشان میدهد که چگونه پیشرفتهای فنی میتوانند به ابزاری برای سرکوب سیستماتیک بدل شوند. در این جهان رویاها دیگر پناهگاهی امن برای ناخودآگاه نیستند، بلکه دادههایی دیجیتال محسوب میشوند که توسط ایمپلنتهای خواب استخراج شده و مبنای قضاوت درباره وفاداری یا خطرناک بودن افراد قرار میگیرند. محور اصلی روایت بر مدار زندگی سارا حسین، زنی کتابدار و مادر دوقلوهایی کوچک میچرخد که در بازگشت از یک سفر کاری، ناگهان خود را در چنبره الگوریتمهای پیشبینیکننده میبیند. سیستم مدعی است که سارا در رویاهای خود میل به آسیب رساندن به همسرش را پرورانده و بر همین اساس، او را به مرکزی موسوم به «مدیسون» یا همان هتل رویا منتقل میکنند. این مکان که در ظاهر مرکزی برای بازپروری و کاهش امتیاز خطر شهروندان است، در حقیقت زندانی زنانه و مدرن است که توسط بخش خصوصی اداره میشود. سارا در این محیط با زنانی مواجه میشود که همگی قربانی خطاهای آماری یا تفسیرهای نادرست هوش مصنوعی از عواطف انسانی شدهاند. نویسنده فرسایش روانی فرد در مواجهه با سیستمی که مدعی است فرد را بهتر از خودش میشناسد را به تصویر میکشد. سارا برای بازگشت به آغوش خانواده، ناچار است احساسات خود را سرکوب کند و با قوانینی نانوشته و متغیر کنار بیاید، غافل از اینکه هرچه بیشتر برای اثبات بیگناهی تلاش میکند، بیشتر در باتلاق امتیازهای منفی و نظارتهای چندلایه فرو میرود. درونمایه اصلی این اثر بر پایه نقد نظارت همهجانبه و نژادپرستی ساختاری استوار است. العلمی به خوبی نشان میدهد که چگونه الگوریتمها، علیرغم ادعای بیطرفی، حامل تعصبات انسانی سازندگان خود هستند و بیشترین فشار را بر اقلیتها و زنان وارد میآورند. سارا به عنوان یک مهاجرتبار، با چالشهای مضاعفی روبرو است که هویت او را در معرض فروپاشی قرار میدهد. کتاب «هتل رویا» صرفا یک داستان تخیلی درباره تکنولوژی نیست، بلکه واکاوی عمیق مفهوم اراده آزاد در عصر دادههای عظیم است. نویسنده با زبانی ادیبانه و لحنی گزنده، این پرسش بنیادین را مطرح میکند که اگر آخرین سنگر آزادی بشر، یعنی فضای رویا و خیال، توسط شرکتهای قدرتمند تسخیر شود، چه چیزی از انسانیت باقی خواهد ماند؟ کتاب با استفاده از فلاشبکهای به موقع و فصلهای کوتاه، تعلیقی مداوم ایجاد میکند که خواننده را تا انتها با خود همراه میسازد. لیلا العلمی با الهام از سنتهای ادبی کلاسیک دیستوپیایی نظیر آثار جورج اورول و فیلیپ کی. دیک، اما با نگاهی زنانه و معاصر، اثری خلق کرده که آینه تمامنمای هراسهای انسان امروز از قدرت بیحدوحصر هوش مصنوعی است. «هتل رویا» نه تنها یک رمان پرکشش، بلکه یک بیانیه سیاسی و اجتماعی در ستایش حریم خصوصی و ضرورت صیانت از مرزهای ذهن انسان در برابر تهاجم الگوریتمهاست.