زنجیر عشق رمانی عاشقانه و خانوادگی درباره آستانه ها و تغییرات است. با یک ازدواج شروع می شود و سه نسل بعد با ازدواجی دیگر به پایان می رسد. قهرمانانی که داستان را می سازند. مانند پایان کتاب با درک نیمه عرفانی شان از قدرت عشق برای الهام بخشیدن و التیام دادن به یکدیگر پیوند می خورند. الهه ریاست این منظره به شدت احساسی جانت کومب است که در فصل آغازین در صبح عروسی اش او را ملاقات می کنیم. او در شرف ازدواج با پسر عموی هوشیار و خدا ترسش توماس است که سازنده قایق است. او به کوه های بالای شهر پلین که روستایش در آنجاست در یک پناهگاه پناه برده تا با زندگی گذشته اش خداحافظی کند و زندگی جدیدی را شروع کند.