هرچه باداباد

(Here goes nothing)

نویسنده‌ای که نوشته‌هایش را بر ترس‌ها و فقدان‌ها بنا کرده است، در روزهایی که همه‌ی ساکنان زمین، آرام‌آرام درحال گذار از پاندومی دستوپیایی کرونا هستند، تریلوژی‌اش را با «هرچه باداباد» تکمیل کرده است. استیو تولتز، نویسنده‌ی یکی از بحث‌برانگیزترین رمان‌های هزاره‌ی سوم، چهارده سال پس‌از «جزء از کل»، این بار بودن و نبودن را به کناری نهاده و جهانش را بر سیر و سلوک حضور در میان فاصله‌ی آغاز و انجام استوار کرده‌است. اگر زیستن اجباری‌ست که بر ما مستولی‌ست و نبودشدن نیز حتمیّتی بی‌بازگشت است، جهانی ورای این دو چگونه خواهد بود؟ آن‌گاه که هراس و هول از بودن و نبودن، به هول و هراس از زندگی و مرگ مدام مبدل شود، این جهان چه‌گونه خواهد بود و انسان گیر افتاده و زنجیرشده در آن، چه خواهد کرد؟ آدمی که همه‌ی زیستنش در ازدست‌شده‌ها و به دست نیامدنی‌ها خلاصه شده و درعین‌حال این‌همه افسوسی تمام‌نشدنی‌ست که نمی‌شود بر آن فائق آمد؛ مسئله‌ی کتاب هرچه باداباد این است ! و البته انبوهی پرسش اساسی که در گیرودار چنین مسئله‌ای برابر ما قرار خواهد گرفت و در این داستان عجیب باید به دنبال پاسخ‌هایشان بود.

چشمه
9786220110002
۱۴۰۵
۴۰۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
استیو تولتز
صفحه نویسنده استیو تولتز
۴ رمان استیو تولتز از نویسندگانی است که حضورش در ادبیات فقط با چند عنوان معروف توضیح داده نمی‌شود. زندگی، زبان و زمانه او در کنار هم تصویری ساخته‌اند که خواندن آثارش را به تجربه‌ای فراتر از دنبال کردن یک داستان تبدیل می‌کند. او در سنت ادبی و فرهنگی خود جایگاهی روشن دارد، اما کارش به همان محدوده بسته نمی‌ماند. نوشته‌هایش معمولاً از تجربه‌های مشخص انسانی شروع می‌شوند و کم‌کم به پرسش‌هایی می‌رسند که برای خواننده امروز هم آشناست. در آثار او توجه به ...
دیگر رمان‌های استیو تولتز
جزء از کل
جزء از کل هیچ وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع حس بویایی‌اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زنگی آیندمان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگ‌ساز گوش و آشپز زبانش. درس من؟ من آزادی‌ام را ...
شن روان
شن روان کتاب شن روان ریتم تندی دارد و خلاقانه نوشته شده است. طنز تلخی که در بیان شکست‌های شخصیت وجود دارد گیرا و تاثیرگذار است. کتاب با نقل قولی از کافکا آغاز می‌شود مبنی بر این که «آه، امیدواری زیاد است، بینهایت جای امیدواری است، اما نه برای ما.» این جمله ناامیدی را که شخصیت‌های این کتاب درگیر آن هستند از ...
ریگ روان
ریگ روان ریگ روان جدیدترین اثر استیو تولتز پس از رمان تحسین‌شده‌ جزء از کل است. تولتز در مصاحبه‌ای گفته جزء از کل را درباره‌ ترس از مرگ نوشته و ریگ روان را درباره‌ ترس از زندگی. ای خدا، چرا نقش من در این دنیا صرفاً دلقک سقوط ‌کرده نیست؟ چرا باید دلقک سقوط‌ کرده‌ای باشم که بقیه‌ دلقک‌های سقوط ‌کرده رویش سقوط ...
مشاهده تمام رمان های استیو تولتز
مجموعه‌ها