«من و غول و بابا» نوشتهی فاطمه سرمشقی از مجموعهی بچههای «سرزمین مادری» است. این مجموعه داستانهایی را دربارهی بچههای گوشه و کنار ایران روایت میکند که برای حفظ بخشی از میراث خانوادگی خودشان تلاش میکنند. این داستان تصویری نیز دربارهی زندگی کودکی در شهر سمنان است که خانوادهاش از راه نمدمالی روزگار میگذراند. این کتاب تلاش دارد با روایت داستانی جذاب و کودکانه، هنر نمدبافی را به بچهها معرفی کند. قهرمان داستان پسربچهای است که فکر میکند خستگیها و نفسنفسزدنهای پدرش، بهخاطر دستوپنجه نرمکردن با یک غول بزرگ نمدی است که در کارگاه نمدمالی زندگی میکند. او بهخاطر دستهای پدرش که زمخت و زخم شدهاند، ناراحت است. پسربچه وقتی ماجرا را دنبال میکند، پی میبرد پدرش هر شب با غولی از جنس نمد توی زیرزمین خانه کشتی میگیرد. همین باعث میشود که او به فکر جنگ با غول بیفتد. او تصمیم میگیرد با غول مبارزه بکند و حساب غول نمدی را برسد. اما متوجه میشود غول نمدی یک راز بزرگ دارد. پسربچه میفهمد که آن غول خیلی مهربان است که در نتیجهی بازی کردن با پدرش، آثار هنری بسیار زیاد و زیبایی خلق میکند. قهرمان داستان تصمیم میگیرد این غول را با همهی ویژگیهایش به تمام مردم روستا نشان بدهد تا هم او را بیشتر بشناسند و هم آثار هنری پدرش را بهتر درک کنند و از آنها حمایت بیشتری بکنند. کودکان امروزی با بسیاری از هنرهای دستی و سنتی آشنا نیستند و برخی از این هنرها در حال فراموشی هستند. نویسنده در این داستان به سراغ کار سخت و هنرمندانهی نمدبافی رفته و آن را در قالب داستانی زیبا و تخیلی معرفی کرده است. قهرمان داستان ابتدا نمد را چون غولی ترسناک تصور میکند اما بعد او را همبازی پدرش و غولی زیبا میبیند. روایتی هنرمندانه که بچهها را با داستان همراه میکند. در انتهای کتاب اطلاعات جالبی درباره نمدبافی به بچهها داده میشود، مثلا اینکه فقط یک نوع نمدبافی نداریم و انواع مختلفی از آن وجود دارد. علاوه بر این توضیح داده میشود که این کار در چه شهرهایی از ایران رواج دارد. از دیگر ویژگیهای جالب کتاب این است که همراه با کتاب یک جایزهی کوچک برای بچهها قرار داده شده که عروسک نمدی کوچکی است و باعث میشود کودکان با جنس نمد بیشتر آشنا شوند. «من و غول و بابا» داستانی جذاب و بومی و آمیخته به تخیل است که کودکان را با هنر زیبای نمدمالی آشنا میکند.