کنیزکان عمارت ملک خانی

(Kanizakan-e emarat-e malek khani)

داستان این رمان داستان زندگی زنانی است که به رغم اختلاف نسلی و طبقاتی، سرنوشتی کم و بیش یکسان دارند. رنج می‌کشند، خیانت می‌بینند، کینه می‌ورزند و انتقام می‌گیرند. بر خود و مردان زندگی‌شان زخم می‌زنند. زندگی برایشان آوردگاه بقا و انتقام می‌شود. عشق و همدلی و همراهی در برهوت زندگی‌شان گم می‌شود. میدان رزمی زنانه از دل آیین‌ها و تاریخ اجتماعی سر برون می‌آورد و زنان داستان را چونان زنگیان مست رو به روی هم قرار می‌دهد. تیغ می‌کشند و جام زهر می‌نوشند و می‌نوشانند. خواهری نمی‌کنند و با نفرت از یکدیگر، خشم و انتقام را در درون خود همچون آتشی گدازان روشن نگه می‌دارند. چه چیزی آنها را تا به این حد هیولاوش کرده است؟ چرا تاریخ و فرهنگ و سیاست همدست می‌شوند با شر درون آدم‌ها، به جای آن‌که مامنی باشند برای انسان تنها و درمانده امروز؟ چرا آدمیان، عمارت‌های پوسیده را نقش و نگار می‌زنند و مرمت می‌کنند وقتی از پای‌بست ویران‌اند؟ چرا زنان به جای پنجه کشیدن بر روی یکدیگر و تیغ در کف گرفتن به یاری یکدیگر برنمی‌خیزند؟ این زخم‌ها و خون‌ها تاوان کدان گناه‌اند و آیا سر باز ایستادن دارند؟

ققنوس
9786220405856
۱۴۰۴
۲۴۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده بلقیس سلیمانی
۱۷ رمان بلقیس سلیمانی، نویسنده و منتقد ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زن، جامعه، سیاست، خانواده و زیست شهرستانی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های بلقیس سلیمانی
نام کوچک من بلقیس (یادداشت‌های پراکنده) مجموعه داستان
نام کوچک من بلقیس (یادداشت‌های پراکنده) مجموعه داستان «نامم را در سال 1346 گذاشتند بلقیس...» کتاب درست از همین‌جا شروع می‌شود؛ جایی که بلقیس نام او می‌شود و دنیایش شکل می‌گیرد. نام کوچک من بلقیس یادداشت‌های پراکنده‌ای است از کودکی او تا به امروزش. همه آنچه بلقیس سلیمانی، یا به تعبیر اهالی روستا «بلقیسو»، از عطر برنج و روغن حیوانی مطبخ مادرش در خاطر دارد تا فعالیت‌های انقلابی‌اش، ...
سگ سالی
سگ سالی صنم را برای این می‌خواست که رابطش با بیرون باشد.مگر نه این‌که او را برای این‌روزها آماده کرده بود.پس فایده آن همه کتاب و روزنامه و بحث و سرو کله زدن چه بود؟درست است صنم دختر سر به هوایی بوده ولی اگر آن همه کتاب و روزنامه و بحث تاثیری نداشته عشق‌‌شان،مهر پسرعمویی که تاثیر دارد.می‌تواند خبرها را برایش بیاوردو ...
بی پایانی
بی پایانی "بی پایانی" اثری است به قلم "بلقیس سلیمانی" که نشر چشمه در دویست و سی و شش صفحه منتشر کرده است. داستان با پریوش که او را پری صدا می‎کنند و رویای او که او دچار "بی پایانی" شده آغاز می‌شود. پری، دختر خوش بر و روی کرمانی، رویای یک زندگی بی‌حاشیه را در روستای زادگاه بهمن در سرش می‎پروراند. ...
من از گورانی‌ها می‌ترسم
من از گورانی‌ها می‌ترسم چی می‌شد اگر دعوتش را قبول می‌کردم و یک روز صبح، صبحانه را با او می‌خوردم؟ چرا نباید این کار را بکنم؟ از چی می‌ترسم؟ چرا این ترس لعنتی ولم نمی‌کند؟ مگر نه این‌که حالا آزادم؟ مگر نه این‌که حالا برای بهداشت اخلاقی جامعه خطری ندارم؟ از اول هم خطری نداشتم. زن‌های زشت، زن‌های معمولی، هیچ‌وقت برای جامعه خطر ندارند. ...
به هادس خوش آمدید
به هادس خوش آمدید فضای خانه با آمد و رفت آدم‌ها عوض می‌شد. وقتی روح ننه‌بیگم در خانه پرسه می‌زد و رودابه او را حاضر و ناظر می‌دید، جو خانه آرام و آن‌طور که رودابه درک می‌کرد سرشار از گذشته می‌شد، طوری که رودابه همان پروپیمانی، همان سکون قدیم، همان شکوه درونی و باستانی را دوباره حس می‌کرد انگار همه‌ی این‌ها را ننه‌بیگم با ...
مشاهده تمام رمان های بلقیس سلیمانی
مجموعه‌ها