ما از طریق هشت داستان تأثیرگذار با گشتالت درمانگری به نام ویکرام کولمانسکوگ و بعضی از مراجعین او آشنا میشویم. این داستانها شامل تاجری به نام کارل است که از فرسودگی مزمن رنج میبرد، زنی آشفته به نام ماریان که معتقد است احتمالا قربانی تجاوز جنسی شده باشد، زنی همجنسگرا به نام آنت که هنجارهای جنسیتی غالب را زیر پا میگذارد، و جانی که زندانی است و هم اکنون توسط دیوار خودساختهایی از انزوا و جستجویی زیبا محاصره شده است که نمیتواند عشق بورزد یا عشق دیگران را بپذیرد از جمله ارتباط با درمانگرش ویکرام کولمانسکوگ. از طریق این داستانهای رواندرمانی میبینیم که چگونه رنج و درمان هر دو میتواند رخ دهد. با افزایش آگاهی و از طریق گفتوگو میتوانیم خود، دیگری و دنیای خود را بیشتر تجربه کنیم. ما کاملتر میشویم و این تعریف خوبی از سلامتی است.