سیماب و کیمیای جان

(Simab-va-kimiyaye-jan)

رمان «سیماب و کیمیای جان» اثر رضا جولایی، که پس از حدود دو دهه توسط نشر چشمه تجدید چاپ شد. این اثر را می‌توان رمانی تاریخی، عاشقانه و تا حدی عرفانی دانست که در بستری برگرفته از حمله مغول به ایران شکل می‌گیرد. کتاب از حیث جایگاه ادبی نیز اهمیت دارد، زیرا هم در کارنامه رضا جولایی، که به نوشتن «قصه‌های تاریخ‌مند» شناخته می‌شود، اثری شاخص به شمار می‌آید و هم در زمان انتشار نخست، موفق به دریافت جایزه ادبی اصفهان و جایزه مهرگان ادب شد. در میان آثار جولایی، سیماب و کیمیای جان نمونه روشنی از شیوه‌ای است که او در آن تاریخ را نه به شکل بازسازی صرف وقایع، بلکه به صورت بستری برای روایت سرنوشت‌های انسانی، عاطفی و نمادین به کار می‌گیرد. در اینجا نیز با جهانی روبه‌رو هستیم که از یک سو لبریز از خشونت، لشکرکشی، سلطه و خونریزی است و از سوی دیگر، امکان عشق، لطافت، هنر و دگرگونی درونی را در دل همان جهان تیره جست‌وجو می‌کند. همین پیوند میان امر تاریخی و تجربه درونی شخصیت‌ها، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رمان است. داستان درباره مردی مسیحی است که هم جنگاوری برجسته است و هم هنرمندی دلبسته رنگ و تصویر. او از نوجوانی فنون نظامی و حکومت‌داری را آموخته و در عین حال در چهره‌پردازی و نقاشی نیز سرآمد است. این ترکیب نامعمول، از همان ابتدا شخصیت اصلی را به چهره‌ای دوپاره و پیچیده تبدیل می‌کند: کسی که هم در فتح قلعه‌ها و کشورگشایی مهارت دارد و هم ذهن و جانش با زیبایی، تصویر و آفرینش هنری گره خورده است. او به سبب توانایی‌های نظامی خود در کنار مغولان قرار می‌گیرد و به تدریج به مقامی بلند در دربار آنان می‌رسد. اما آنچه مسیر زندگی او را دگرگون می‌کند، نه صرفا جنگ و قدرت، بلکه عشق است. در یکی از لشکرکشی‌ها، در میانه ویرانی و خشونت، او با زنی به نام مارتا روبه‌رو می‌شود و دلباخته او می‌گردد. این عشق، نقطه عطف اصلی رمان است. مردی که تا آن لحظه بخشی از ماشین جنگی و فتوحات بوده، ناگهان با نیرویی مواجه می‌شود که او را از منطق قدرت جدا می‌کند. او مارتا را نجات می‌دهد و برخلاف فرمان و انتظار، از سپردن او به خان مغول سر باز می‌زند. همین نافرمانی، او را در برابر ساختار قدرت قرار می‌دهد و داستان را از سطح روایت تاریخی به سطح درامی عمیق‌تر درباره انتخاب، وجدان، عشق و بهای سرپیچی می‌کشاند. از اینجا به بعد، رمان فقط ماجرای یک سردار یا یک عاشق نیست، بلکه حکایت انسانی است که میان وفاداری به قدرت و وفاداری به جان خویش گرفتار شده است. یکی از مهم‌ترین مضامین رمان، تضاد درونی انسان است. قهرمان داستان هم‌زمان حامل دو جهان است: جهان نقاشی و لطافت و جهان جنگ و قساوت. این تقابل در سطحی فراتر از شخصیت‌پردازی، به هسته مفهومی کتاب تبدیل می‌شود. رضا جولایی از خلال این شخصیت نشان می‌دهد که انسان می‌تواند هم ابزار خشونت باشد و هم مشتاق زیبایی؛ هم فاتح و هم مجروح؛ هم در دل قدرت زندگی کند و هم از درون با آن بیگانه باشد. همین تضاد است که به رمان عمقی روان‌شناختی و تا حدی فلسفی می‌دهد. در کنار این، کتاب به شکلی پررنگ به تقابل عشق و خشونت می‌پردازد. عشق به مارتا صرفا یک رابطه عاطفی نیست، بلکه نوعی مقاومت در برابر جهان بیرونی است. در فضایی که همه چیز با غلبه، تملک، کشتار و فرمان تعریف می‌شود، عشق بدل به امری رهایی‌بخش و در عین حال خطرناک می‌شود. به همین دلیل، رمان حال و هوایی تغزلی پیدا می‌کند؛ اما این تغزل هرگز از واقعیت خونبار پیرامون جدا نیست. در متن اثر، عشق، انزجار، وحشت، لطافت و بخشش هم‌زمان حضور دارند و پیوسته با یکدیگر در کشمکش‌اند. از نظر سبک، رمان با نثری زیبا، کهن‌گرا و شاعرانه نوشته شده و همین زبان در شکل دادن به فضای اثر نقش اساسی دارد. جولایی به جای آنکه فقط رویدادها را بازگو کند، می‌کوشد حال و هوا، خاطره، اضطراب و هجوم ذهنی شخصیت را نیز منتقل کند. ساختار روایت حالتی سیال دارد و میان زمان حال و خاطرات گذشته رفت‌وآمد می‌کند. این شیوه سبب می‌شود که رمان گاه به خاطره‌نگاری نزدیک شود؛ گویی راوی در پی بازسازی منظم گذشته نیست، بلکه آنچه بر ذهن و جانش هجوم آورده، به صورت موج‌وار و گاه آمیخته به تأمل و حسرت روایت می‌شود. این ویژگی برای برخی خوانندگان نقطه قوتی مهم است، زیرا به اثر لحن و بافتی ادبی‌تر و درونی‌تر می‌دهد. نقطه قوت اصلی رمان، همین ترکیب موفق تاریخ، عشق، خشونت و زبان ادبی است. شخصیت‌پردازی قهرمان، به‌ویژه از منظر دوگانگی روحی او، از جاذبه‌های مهم کتاب است. همچنین توانایی نویسنده در ساختن فضایی که هم تاریخی است و هم شاعرانه، هم زمینی است و هم تا حدی عرفانی، باعث می‌شود رمان از یک داستان تاریخی ساده فراتر برود. افزون بر این، قرار دادن یک شخصیت مسیحی در متن حمله مغول و در دل ساختار قدرت

چشمه
9786220114000
۱۴۰۵
۲۰۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
رضا جولایی
صفحه نویسنده رضا جولایی
۱۵ رمان رضا جولایی، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به تاریخ، سیاست، شکست، روشنفکری و ایران معاصر نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های رضا جولایی
شب ظلمانی یلدا
شب ظلمانی یلدا رضا جولایی نویسنده‌ نام ‌آشنا و صاحب‌ سبکِ روزگارِ ماست. رمان‌ها و داستان‌های او در بیش از سی سال از کارِ نویسند‌گی‌اش بیانگر نگاه خاص و منحصر به‌ فردش به تاریخ و روایت در ادبیات ایران بوده است. رمانِ شب ظلمانی یلدا یکی از همین رمان‌هاست که برای نخستین‌بار سالِ 1372 منتشر شد. رمانی که نشرچشمه بعدِ تجدیدچاپِ اثرِ درخشانِ ...
نسترن‌های صورتی
نسترن‌های صورتی بیشتر داستان‌های این کتاب، همچون دیگر آثار نویسنده آن، حال و هوایی «قاجاری» دارند و فضای آن دوران را بازسازی می‌کنند، اما چون ژرف‌تر نگریسته شود تصویری از حیات فردی و مناسبات اجتماعی آدم‌ها به چشم می‌خورد که منحصر به این دوران نیست. قصه‌ها گر چه در ظاهر از سیاست و تاریخ متاثرند، در تمهیدی هستند برای مطرح کردن دغدغه‌های ...
برآمدن آفتاب زمستانی
برآمدن آفتاب زمستانی رمان "برآمدن آفتاب زمستانی" نوشته رضا جولایی، داستان پسری نوجوان به نام کامیار است و به تصویر کشیدن آنچه که بر او و خانواده‌اش در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۲۳ اتفاق افتاده است، می‌پردازد. در این دوره تاریخی، ایران با فشارهایی هم‌چون حکومت رضاشاه، بازداشت روشنفکران، مرگ مشکوک ارانی و حبس طولانی بزرگ‌های اندیشمند مواجه بوده است. در بین این هرج ...
سوء قصد به ذات همایونی
سوء قصد به ذات همایونی دستی را روی پیشانی خود احساس کرد. خنکی آن دلچسب بود. از ورای تاریکی آن راهروهای پیچاپیچ بازگشت. حالا در حیاط بود و نور مایل خورشید پاییزی همه چیز را درخشان کرده بود... در این دهلیزها چرخیده بود، اما می‌ترسید تا انتهایش رود. نمی‌دانست چه چیز در انتظار اوست. سیاهی بود، ظلمات قیرگونه و چیزی که نمی‌خواست نامش را بر ...
جاودانگان
جاودانگان آخرین اثر رضا جولایی که به‌تازگی انتشار یافته، «جاودانگان» نام دارد. این رمان کوتاه را جولایی سال 76 نوشت و نسبت به دیگر آثارش تفاوت‌های ساختاری دارد؛ تفاوت هم در محتوا و هم در سبک و نگارش آن. این نویسنده پیش‌تر با نگارش رمان‌های «سوءقصد به ذات همایونی»، «شکوفه‌های عناب» و «یک پرونده کهنه»، تسلط به تاریخ و توازن‌کردن آن ...
مشاهده تمام رمان های رضا جولایی
مجموعه‌ها