ناگفته ها

(Nagofteha)

دیگر چه چیزی از زندگی می خواستم؟ با او که بودم دیگر تلخی گذشته هم کمتر بود. هرچه بود آرامش بود و عاشقی. دیگر هیچ چیزی برایم مهم نبود. دیگر ناگفته در زندگیم باقی نمانده بود. اگر هم بود، باز هم مرا ترسی از آن نبود. او با من بود. لبخندی زدم چقدر شیرین بود ناگفته‌ای که با او گفته شد. ناگفته دوستت دارم. ناگفته ای که دلم را آرام کرد. ناگفته عاشقانه...

شقایق
9789642161515
۱۴۰۵
۶۸۵ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های بهاره حسنی (1360)
فانوس دریایی
فانوس دریایی ــ میدونی کار فانوس دریایی چیه؟ چانه‌ام را بالا دادم. متعجب از سوال بی‌ربطش گفتم: ــ علامت دادن به کشتی‌ها؟ چشمانش با شیفتگی نرم شد. ــ یه جورایی آره… فانوس‌های دریایی، کشتی‌ها رو راهنمایی میکنن. با نور بهشون میگن که کجا صخره هست. کجا آبریزهای خطرناکه. حتی تو مه که نور دیده نمیشه، با بوق به کشتی‌ها کمک میکنن. چشمانش ...
اوهام
اوهام در دنیای پررمز و راز “اوهام”، زندگی نیکو با وقوع قتل‌های مرموز دگرگون می‌شود. او در حالی در بیمارستان به هوش می‌آید که حافظه‌اش را کاملا از دست داده است. در این خلاء گیج‌کننده، مردی که خود را همسر نیکو معرفی می‌کند، رفتاری عجیب و سرد دارد. با بازگشت به خانه‌ی باغی وهم‌آلود، خاطرات ضدونقیضی برای نیکو آغاز می‌شوند؛ خاطراتی ...
مشاهده تمام رمان های بهاره حسنی (1360)
مجموعه‌ها