«10 قصه از هزار و یک شب» جلد دوم از مجموعهی قصههای قشنگ و قدیمی» است. کتاب «هزار و یک شب» از افسانهها و قصههای عامیانه و کهن تشکیل شده و نویسندگان مختلف بارها آن را برای کودکان و بزرگسالان بازنویسی و بازآفرینی کردهاند. در این مجموعه نیز حسین فتاحی ده داستان از مشهورترین قصههای «هزار و یک شب» را متناسب با درک و فهم کودکان بازنویسی کرده است. تصاویر رنگی و زیبا در کنار متنهای ساده و روان داستان را برای کودکان جذاب، ملموس و قابل درک میکند. این مجموعه برای گروه سنی ب و ج مناسب است. «ماهیگر و دیو»، «حکیم رویان و ملک یونان» «شاهین و پادشاه»، «علاءالدین و چراغ جادو»، «جزیرهای که نهنگ بود»، «درهی الماسها»، «بچهشیر و آدمیزاد»، «چشمهی جادویی»، «دراج و لاکپشتها» و «قاضی پنج ساله» عناوین این ده قصه هستند. «ماهیگر و دیو» قصهی اول این مجموعه است. شخصیت اصلی قصه، ماهیگیری فقیر است که از طریق صید ماهی روزگار میگذراند و هزینههای زندگی خود و خانوادهاش را تامین میکند. یک روز ماهیگیر علیرغم تلاش فراوان، موفق به صید نمیشود. او درمانده و ناامید از درگاه خداوند درخواست میکند که روزی امروزش را نیز نصیب او بکند. کمی بعد، چیزی سنگین و مرموز در تور ماهیگیری او به دام میافتد. او، کنجکاوانه تور را به داخل قایق میکشد و آن را بررسی میکند و در کمال تعجب، خمرهای بزرگ میبیند؛ خمرهای که درش محکم بسته شده و مهر حضرت سلیمان نیز روی آن است. دیو پس از گذشت هفتصد سال عهد کرده اگر کسی او را نجات دهد هر آرزویی داشته باشد، برآورده کند، و پس از گذشت هفتصد سال دیگر با خود میگوید اگر کسی او را نجات داد تمام گنجهای زمین را به او بدهد، اما باز هم کسی او را نجات نمیدهد. دیو چهارصد سال دیگر نیز درون خمره میماند و این بار با خود میگوید اگر کسی مرا نجات بدهد او را میکشم و حالا ماهیگیر دیو را نجات داده است. ماهیگیر که میبیند راه فراری ندارد کمی فکر میکند و راه چارهای پیدا میکند و به دیو میگوید... در قصهی «قاضی پنج ساله» قصهی دهم این مجموعه، پیرزنی، به چهار دوست که سکههای طلا با خودشان دارند، اجازه میدهد تا در باغش استراحت کنند. یکی از این چهار نفر به دوستان خودش خیانت میکند. او نقشهای میکشد و پیرزن را که تمام سکهها نزد او به امانت گذاشته شده، فریب میدهد و فرار میکند. سه نفر باقی مانده به دلیل اینکه، او قول داده تا زمانی که هر چهار نفرشان باهم نرفته اند، کیسه را به آنها ندهد؛ با فهمیدن ماجرا از پیرزن شکایت میکنند. قاضی یک روز به پیرزن فرصت میدهد تا تمام پولها را به آنها بازگرداند، او که نمیداند چه کند تا از این گرفتاری رها شود، غمگین و ناراحت گوشهای مینشیند. پسربچهای از آنجا میگذرد و میبیند پیرزن غمگین است. او از پیرزن میپرسد که مشکلش چیست و بعد از فهمیدن ماجرا راهحلی هوشمندانه پیشنهاد میکند که با انجام آن، مشکلش حل میشود. «10 قصه از هزار و یک شب» داستانهایی جذاب و پرکشش است که با لحنی کودکانه و تصاویر زیبا کودکان را با داستان همراه میکند.