مجموعه داستان کوتاه «درختهای سفید وارونه» جدیدترین اثر مهدی زارع است که حاصل نزدیک به یک دهه تلاش، تجربهگرایی و بازنویسی نویسنده از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ محسوب شده و دریچهای تازه را به روی ساختار روایت و پیرنگ در داستاننویسی معاصر ایرانی میگشاید. زارع که پیش از این با تالیف رمانهایی همچون «اتوبوس پاکستانی»، «تحریر دیوانگی» جایگاه خود را به عنوان یک قصهنویس خلاق تثبیت کرده بود، در این اثر جدید به سراغ فرم موجز و چالشبرانگیز داستان کوتاه رفته است. او با تکیه بر پیشینهی تحصیلی خود در رشتهی روانشناسی، شخصیتهایی ملموس اما با درگیریهای ذهنی عمیق خلق میکند که در بستر رویدادهایی به ظاهر ساده، مخاطب را با لایههای پنهان و غریب روان انسان روبهرو میسازند. این کتاب از ۹ داستان کوتاه مستقل به نامهای «و درختها هایهای گریه میکردند»، «هیس مادیون هیس»، «به خاطر خوابها»، «درختهای سفید وارونه»، «بدون اسم»، «اورس بمانی»، «جنگور»، «گوزنهای دریده» و «یادم نمیآید» تشکیل شده است. نخ تسبیح و عنصر نمادین مشترکی که تمام این قصهها را به یکدیگر متصل میکند، حضور همهجانبه و رازآلود «درخت» در جغرافیا و فضای روایتها است. نویسنده با انتخابی هوشمندانه درخت را از یک موجود بیجان در حاشیهی متن، به یک شخصیت کلیدی، ناظر و حتی گاهی پیشبرندهی درام تبدیل میکند. گرایش اصلی این مجموعه بر پایهی رئالیسم جادویی استوار است؛ به این معنا که حوادث روزمره و بومی ناگهان با المانهایی جادویی، وهمآلود و شگفتانگیز ادغام میشوند بدون آنکه منطق اولیه داستان آسیب ببیند. این تلفیق ظریف، مخاطب را مدام میان واقعیت ملموس زندگی و فانتزیهای تاریک بومی معلق نگه میدارد و کشش بالایی برای دنبال کردن ماجرا ایجاد میکند. یکی دیگر از ابعاد برجستهی این اثر رویکرد عمیق بومگرایانه و توجه ویژهی نویسنده به اقلیم، طبیعت و خردهفرهنگهای ایرانی است؛ مهدی زارع با زندگی و تدریس در فضای فرهنگی سمنان، به خوبی توانسته است حس و حال حاشیهی کویر، پوشش گیاهی خاص منطقه مانند درختان باستانی اورس، و باورهای عامیانهی مردم را در تاروپود جادویی قصههایش بتند. در این داستانها طبیعت به عنوان یک موجود زندهی آسیبدیده، نمادی از بحرانهای محیطزیستی و پیوند گسسته شدهی انسان امروز با اصالت خویش است. زارع با این کتاب نشان میدهد که چطور میتوان از دل پدیدههای سادهی اطرافمان، شاهکارهایی ماندگار خلق کرد؛ اثری که پس از پایان آخرین صفحهاش، نگاه شما را به درختان پشت پنجرهتان برای همیشه تغییر خواهد داد و شما را به کشف لایههای تاریکروشن ذهن خودتان هدایت خواهد کرد.