رویای بازگشت

(The Dream of My Return)

کتاب «رویای بازگشت» نوشته‌ی اوراسیو کاستیانوس مویا روایتی از ذهن آشفته و پرتنش یک تبعیدی سیاسی است. داستان در اوایل دهه ۱۹۹۰ و در مکزیکوسیتی می‌گذرد و راوی آن، ارسمو آراگون، روزنامه‌نگاری السالوادوری است که سال‌ها پیش به دلیل جنگ داخلی از کشورش گریخته است. او تصمیم دارد به زادگاهش بازگردد؛ تصمیمی که در ظاهر ساده است، اما زیر سطح آن اضطراب، تردید و درگیری‌های روانی عمیقی وجود دارد. بازگشت برای او فقط یک سفر نیست، بلکه رویارویی با گذشته‌ای است که رهایش نکرده است. ارسمو دچار دردهای جسمی مزمنی شده و برای درمان نزد پزشکی به نام دون چنته می‌رود. این پزشک علاوه بر درمان معمول، هیپنوتیزم را هم به او پیشنهاد می‌دهد. جلسات هیپنوتیزم باعث بازشدن لایه‌های فروخورده‌ی حافظه‌ی ارسمو می‌شود؛ خاطراتی از دوران کودکی، خشونت خانوادگی، تجربه‌ی جنگ و فرار. این یادآوری‌ها به شکلی ناپیوسته و گاه تحریف‌شده بر ذهن او هجوم می‌آورند و باعث می‌شوند میان واقعیت و خیال مرز مشخصی نماند. در طول برنامه‌ریزی برای بازگشت، اضطراب او بیشتر می‌شود. رابطه‌اش با همسرش پرتنش است، وضعیت سیاسی کشورش هنوز مبهم است، و خودش هم به تصمیمش اعتماد ندارد. ارسمو مدام خیال می‌کند که افراد اطرافش نقشه‌ای در سر دارند، و هر گفت‌وگو یا جزئیات ساده‌ای را با تردید و شک تفسیر می‌کند. این حالت ذهنی باعث می‌شود بازگشتش به کشور نه یک حرکت روشن و مشخص، بلکه نوعی تعلیق و سرگردانی باشد. در نهایت آنچه این رمان دنبال می‌کند بازگشت فیزیکی نیست، بلکه فرایند روانی و ذهنی «تصمیم به بازگشت» است؛ فرایندی که گذشته‌ی خشونت‌بار، احساس گناه، میل و ترس را در هم می‌آمیزد. ذهن راوی در سراسر داستان دچار رفت‌وآمد بین حال و گذشته است و همین ساختار باعث می‌شود روایت بیشتر شبیه یک مونولوگ درونی طولانی باشد. کتاب «رویای بازگشت» به شکلی بی‌واسطه نشان می‌دهد چگونه تبعید فقط جغرافیایی نیست، بلکه نوعی تبعید از خود هم می‌تواند باشد.

9786228035734
۱۴۰۴
۱۹۹ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول