سرقت

(Theft)

رمان «سرقت» اثر عبدالرزاق گورنا، نویسنده‌ی برجسته‌ی تانزانیایی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات ۲۰۲۱، تازه‌ترین اثر اوست که در مارس ۲۰۲۵ توسط انتشارات ریورهد منتشر شد. این رمان که در زنگبار و دارالسلام، در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم می‌گذرد، اثری پسااستعماری و در عین حال روان‌شناختی است که در قالب داستانی آرام و پرمعنا، روابط انسانی، قدرت، وابستگی و میراث تاریخی را به‌دقت می‌کاود. گورناه که در آثار پیشینش نیز همچون بهشت و پس از زندگی بافت‌های پیچیده‌ی استعمار و مهاجرت را بررسی کرده بود، در «سرقت» بار دیگر به زادگاهش تانزانیا بازمی‌گردد تا نشان دهد چگونه زخم‌های تاریخ در زندگی روزمره مردم همچنان جاری است. در مرکز روایت، سه شخصیت اصلی قرار دارند: کریم، فوزیه و بدار. کریم پس از سال‌ها تحصیل و زندگی در شهر، به خانه‌ی دوران کودکی‌اش بازمی‌گردد؛ با آرزوی ساختن آینده‌ای بهتر و زنده کردن پیوندهای گذشته. او دلبسته‌ی فوزیه می‌شود، زنی آسیب‌پذیر که با بیماری صرع و محدودیت‌های اجتماعی بزرگ شده است. ورود بدار، جوانی یتیم و فقیر که برای خدمت در خانه‌ی کریم فرستاده می‌شود، آرامش ظاهری این زندگی را بر هم می‌زند. گرچه در ظاهر خدمتکاری فروتن است، اما به تدریج درگیر عاطفی و اخلاقی این زوج می‌شود و در کشمکش میان وفاداری، کینه و اشتیاق گرفتار می‌ماند. زمانی که بدار به ناحق به سرقت متهم می‌شود، توازن میان سه شخصیت از هم می‌پاشد؛ حتی پس از اثبات بی‌گناهی‌اش، شکاف در روابط باقی می‌ماند و اعتماد فرومی‌پاشد. سال‌ها بعد، کریم که حال با فوزیه ازدواج کرده، بدار را دوباره به زندگی‌شان دعوت می‌کند و برایش شغلی در هتلی در زنگبار فراهم می‌آورد، اما گذشته و احساسات فروخفته‌شان بار دیگر سر برمی‌آورد. گورنا با مهارت همیشگی‌اش، تجربه‌ی شخصی و تاریخی را در هم می‌آمیزد. او از خلال روابط پیچیده‌ی سه شخصیت، به پرسش‌هایی بنیادی درباره‌ی قدرت، وابستگی و قدردانی می‌پردازد: آیا کمک، همیشه خیرخواهانه است یا می‌تواند شکلی از سلطه باشد؟ آیا وابستگی عاطفی، ذاتا نابرابر است؟ عنوان «سرقت» نیز در چندین سطح معنا پیدا می‌کند - از اتهام لفظی بدار گرفته تا استعاره‌ای از دزدی هویت، عزت و فرصت توسط نظام‌های استعماری و طبقاتی. در سطحی گسترده‌تر، رمان چهره‌ی زنگبار معاصر را ترسیم می‌کند؛ سرزمینی در حال گذار که گردشگری، سرمایه‌گذاری جهانی و سازمان‌های غیردولتی، چهره‌ی اجتماعی و اخلاقی آن را دگرگون کرده‌اند. گورناه نشان می‌دهد چگونه نیروهای بیرونی - میراث استعمار، اقتصاد جهانی و تفاوت طبقاتی - در زندگی خصوصی افراد نفوذ می‌کنند و حتی روابط صمیمی را بازتعریف می‌سازند. از نظر سبک، گورنا همچون همیشه با نثری آرام، دقیق و اندیشمندانه می‌نویسد. روایت میان زاویه‌دیدهای کریم، فوزیه و بدار حرکت می‌کند و حقیقت را به‌تدریج آشکار می‌سازد؛ شیوه‌ای که خواننده را در ابهام اخلاقی و روانی شخصیت‌ها غوطه‌ور می‌کند. او به‌جای درام آشکار، به ظرافت درون‌مایه‌ها می‌پردازد: سکوت‌ها، نگاه‌ها و احساسات فروخورده، وزن بیشتری از گفت‌وگو دارند. هر حرکت کوچک معنایی اخلاقی و تاریخی در خود دارد. اگرچه ریتم آرام و تأمل‌برانگیز رمان ممکن است برای خواننده‌ای بی‌حوصله کند به نظر برسد، اما این کندی بخشی از معماری معنوی اثر است؛ زیرا گورنا به جای نمایش بحران‌های پرهیاهو، به کشف زخم‌های خاموش و نامرئی انسان می‌پردازد. «سرقت» رمانی نیست که با فریاد سخن بگوید، بلکه با نجواهای درونی و اضطراب‌های اخلاقی خود، در ذهن خواننده ماندگار می‌شود. در نهایت، «سرقت» اثری است عمیق، انسانی و چندلایه درباره‌ی چگونگی زیستن در سایه‌ی تاریخ و در دل روابط نابرابر. گورنا با نگاهی صبور و بی‌طرف، نشان می‌دهد که گاه بزرگ‌ترین سرقت‌ها نه در عمل، بلکه در حافظه، سکوت و احساس تعلق رخ می‌دهند. این رمان تأملی است بر نیکی و قدرت، عشق و وظیفه، و بر آن مرز باریک میان کمک و کنترل - و به‌خوبی جایگاه گورنا را به عنوان یکی از وجدان‌های ادبی بزرگ دوران ما تأیید می‌کند.

فراهم
9786225151055
۱۴۰۴
۲۹۳ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول