از غبار بپرس

(Ask the Dust)

از غبار بپرس محبوب ترین رمان نویسنده ایتالیایی-آمریکایی جان فانته است که برای اولین بار در سال 1939 منتشر شد و در لس آنجلس تنظیم شد. این رمان به طور گسترده ای به عنوان یک کلاسیک آمریکایی ، مرتبا در برنامه درسی دانشگاه برای ادبیات آمریکایی در نظر گرفته می شود. این نویسنده یک شخصیت داستانی به نام آرتورو باندینی خلق کرده که سرگذشتش را در ۴ رمان خود دنبال می کند: «تا بهار صبر کن، باندینی»، «از غبار بپرس» در سال ۱۹۳۹، «رویاهایی از بانکر هیل» و «جاده لس آنجلس». «جاده لس آنجلس» اولین رمانی است که فانته نوشته و البته تا سال ۱۹۸۵ یعنی دو سال پس از مرگش منتشر نشد. سرگذشت شخصیت باندینی در زمان حیات فانته تکمیل نشد چون این نویسنده پیش از این کار، درگذشت. « رفتن شون رو تماشا کردم. حق با اون بود. باندینی، ای احمق، ای سگ، ای راسو، ای ابله. ولی نمی تونستم جلوش رو بگیرم. کارت ماشین رو نگاه کردم و آدرسش رو پیدا کردم. یه جایی بود نزدیک خیابون بیست و چهارم و آلامدا. نمی تونستم جلوش رو بگیرم. رفتم هیل استریت و سوار تراموای آلامدا شدم. برام جالب شد. جنبه جدیدی از کاراکترم رو کشف کردم، جنبه ای تاریک و حیوانی، عمقی اندازه گیری نشده از یک باندینی جدید. ولی چندتا تقاطع بعد حسش رفت. نزدیک قطارهای باری پیاده شدم. سه کیلومتری تا بانکر هیل راه بود، ولی من پیاده برگشتم. وقتی رسیدم خونه به خودم گفتم دیگه رابطه م با کامیلا لوپز تا ابد قطعه. اون وقت تو پشیمون می شی احمق خانوم، چون من بالاخره معروف می شم. نشستم پشت ماشین تحریرم و بیشتر شب رو کار کردم. »

افق
9786003539839
۱۴۰۴
۲۱۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جان فانته
۲ رمان جان فانته از نویسندگانی است که کارش با روایت، تجربه انسانی و نگاه شخصی شناخته می‌شود. آثار او از دل فرهنگی مشخص می‌آیند، اما در برخورد با خواننده راهی به پرسش‌های آشناتر باز می‌کنند. در زندگی و مسیر ادبی او می‌توان رد زمانه، زبان و دغدغه‌های اجتماعی یا فردی را دید. همین زمینه باعث می‌شود متن‌هایش فقط قصه نباشند و لایه‌ای از مشاهده و تأمل همراه خود داشته باشند. شیوه روایت او معمولاً به جزئیات، لحن و حرکت آرام معنا تکیه دارد. ...
دیگر رمان‌های جان فانته
سرشار زندگی
سرشار زندگی پای نیاز پرشورم به او هم وسط بود. از اولین باری که دیدمش دچارش شدم. دفعه اول رفت. از خانه خاله‌اش، آن‌جا که موقع خوردن چای همدیگر را دیده بودیم بیرون رفت، و من حالم بدون او خوب نبود، علیلی بیش نبودم تا این‌که دوباره دیدمش. اما به خاطر او باید جور دیگری زندگی می‌کردم. یک خبرنگار، یک بنا هر ...
مشاهده تمام رمان های جان فانته
مجموعه‌ها