بچه های سبز

(Les enfants verts)

در قرن هفدهم ، ویلیام دیویسون ، گیاه شناس اسکاتلندی که پزشک خصوصی پادشاه لهستان جان دوم کازیمیر شد ، در یک سفر طولانی بین لیتوانی و اوکراین به دنبال این پادشاه رفت. وی که ذهنی علمی دارد و ناظری دقیق وتیز است ، شرایط سخت آب و هوایی در مرزهای لهستان و آداب و رسوم محلی آن منطقه را مطالعه می کند. یک روز ، در هنگام توقف ، سربازان پادشاه دو کودک را اسیر می کنند. این دو کوچولو هیکل و اندامی غیرمعمولی دارند: علاوه بر ظاهر ضعیفی که این دو بچه دارند ، پوست و موهای آنها کمی سبز است ... اولگا توکارچوک، غریبه ای گرفتار در تلاطم تاریخ ، اروپا را از طریق صدای روایتگر خود ، ، زیر سوال می برد. همواره دیگری به عنوان یک خطر بالقوه درک شده است. دیگری همیشه ترسناک است. اما ما در مورد همسایگان خود ، به ویژه کسانی که در حاشیه ی جهانی که به ما نزدیک است زندگی می کنیم ، چه می دانیم؟ آیا مفهوم مرکز و پیرامون برای همه یکسان است؟ امروز چطور؟ مشاهدات ویلیام دیویسون ، به عنوان یک اروپایی که از لهستان درگیر جنگ بسیار فاصله دارد همچنان مربوط به وقایع امروزه در جهان است. آدم هایی که رنگ چشم و پوستشان فرق می کند ... کتاب بچه های سبز انعکاسی ظریف و خالی از شوخ طبعی در مورد درک دیگری و رد ناشناخته ها است. کتاب بچه های سبز را کاوه میرعباسی ترجمه کرده و نشر چشمه آن را منتشر کرده است.

چشمه
9786220106203
۱۴۰۴
۵۱ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده اولگا توکارچوک
۳ رمان اولگا توکارچوک از نویسندگانی است که کارش با روایت، تجربه انسانی و نگاه شخصی شناخته می‌شود. آثار او از دل فرهنگی مشخص می‌آیند، اما در برخورد با خواننده راهی به پرسش‌های آشناتر باز می‌کنند. در زندگی و مسیر ادبی او می‌توان رد زمانه، زبان و دغدغه‌های اجتماعی یا فردی را دید. همین زمینه باعث می‌شود متن‌هایش فقط قصه نباشند و لایه‌ای از مشاهده و تأمل همراه خود داشته باشند. شیوه روایت او معمولاً به جزئیات، لحن و حرکت آرام معنا تکیه دارد. ...
دیگر رمان‌های اولگا توکارچوک
ضیافت اشباح
ضیافت اشباح کتاب «ضیافت اشباح» نوشته‌ی اولگا توکارچوک، نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات، مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاه با مضامین پیچیده و تأمل‌برانگیز که مرزهای میان واقعیت و خیال را در می‌نوردد. این اثر چندلایه و پر از ابهام، خواننده را به دنیایی از تفکر و تأمل دعوت می‌کند. داستان‌های این مجموعه با تنوعی چشمگیر در مضامین خود، به موضوعاتی همچون ارتباط ...
استخوان مردگان را شخم بزن
استخوان مردگان را شخم بزن به احتمال زیاد، خل و چل هم مانند من، برای عزلت‌نشینی، ساخت شده بود. اما هیچ راهی برای یکی شدن این گوشه‌نشینی ما وجود نداشت. بعد از این ماجراهای هیجان‌انگیز، همه‌چیز به روال عادی خود بازگشت. فصل بهار رسید و برای همین خل و چل با انرژی زیاد شروع کرد به تمیزکاری و از آماده بودن ابزارآلات مختلف در خلوتگاه ...
مشاهده تمام رمان های اولگا توکارچوک
مجموعه‌ها