«سپیدرود زیر سی و سه پل» نوشتهی کیهان خانجانی پانزده داستان کوتاه را دربرمیگیرد. این کتاب در واقع نخستین کتاب این نویسنده است که اولین بار در سال ۱۳۸۳ چاپ و در جایزهی مهرگان ادب تقدیر شده و به مرحلهی نهایی جایزهی گلشیری نیز راه یافته است. نویسنده در این مجموعه به آدمهای متعارف و غیرمتعارفی میپردازد و با بیان و ساختار گاه سوررئالیستی، خواننده را دچار نوعی کابوس میکند. شخصیتها اگرچه گاهی از نمونهی تیپیک جامعه هستند، اما نویسنده آنها را بازآفرینی کرده، به آنها شخصیت داستانی داده و وضعیت جدیدی از آنها ارائه داده است. اگرچه همهی این آدمها به نحوی درگیر روزمرگی و گرفتاریهای خودشان هستند، با اینحال گرفتاریها و روزمرگیهای آنها از نوعی دیگر است. خانجانی کوشیده تا اجرایی متفاوت از قصههایش داشته باشد. داستان «اعتراف نوشت» و «سپیدرود زیر سی وسه پل» تلاش خانجانی برای اجرای متفاوت داستانی هستند. نویسنده از فقر و بیماری و تقابل طبقاتی سخن میگوید و تضادهای جامعه را از طریق روابط آدمها نشان میدهد. شخصیتها گویی در میان ما هستند، با ما نفس میکشند، اما ما آنها را ندیدهایم؛ روزنامهنگاری که آگهی میگیرد، سارقی که سعی میکند در یک دور باطل دوباره به صحنه بازگردد و دانشجویی که با مرغهای کشتارگاه نوعی احساس اینهمانی میکند و خود را به جای مرغها بر نقالهها میبینند. سوژهی این داستان و اجرای آن متفاوت است؛ دانشجویان قرار است به کشتارگاه مرغ بروند و از نزدیک شاهد کارکرد آن باشند. در آنجا گاهی مرغی قصهگوست، گاهی نویسنده (راوی). تداخل روایتها و تغییر زبان و زاویهی دید، این قصه را به تراژدی غمانگیزی بدل کرده است که چیزی شبیه کشتار آدمها در یک جامعهی ستمزده است. در «لوتکا»، نوعی تقابل صنعت و سنت در میان است. ایوب، صنعت را دزد حرفهی خود میپندارد و دچار این توهّم است که دزدان صنعت نوظهور قایق موتوری در کمین سرقت قایق پارویی او هستند. این توهم خواب و آرام را از او گرفته است و درآمد او به حداقل رسیده و شبها با فریاد همسایگان را بیدار میکند. او در نهایت برای گرفتن دزدان به مرداب میزند و غرق میشود. «سپیدرود زیر سی و سه پل» مجموعه داستانی خواندنی و گزینهای مناسب است برای علاقمندان به داستانهای کوتاه فارسی