پشت نگاه زن صدایی‌ست

(Behind a woman's gaze is a voice)

پرده ها را همیشه با وسواس می شویم. بویشان مهم است؛ بوی خانه،بوی پذیرایی، بوی آرامش، هیچ کس نمی بیند، اما بوی پرده ها برای بچه ها خاطره می شود. مثل طعم چای، مثل چین رختخواب صبحاهی، و همه این ها را من می سازم، بی نام، بی صدا، مثل سایه ای که خودش را فراموش کرده. من زن خانه ام. نه به خاطرنقشی در شناسنامه، که به خاطر نبضی که از انشتانم رد می شود به دیوارها، به اجاق، به آیینه، صدایم ثبت نشده، اما با هر حرکت، با هر لمس، در تصویر جاری ست، این تمام چیزی ست که باید دیده شود.

عینک
9786228295978
۱۴۰۴
۱۰۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مهدی خطیبی
به سبکی پر به سنگینی آه
به سبکی پر به سنگینی آه «هفت هشت ساله بود. می‌دوید. مدام سرش را برمی‌گرداند. ناگهان در جوی پهنی افتاد. داخل جوی آب نبود؛ روغن بود. این را دیشب خواب دیده بود. از خواب که پرید، لحظه‌ای نشست، جانی در تنش نبود که به حمام برود. به پهلوی چپ دراز کشید، اما خواب از سرش پریده و ترسی به جانش افتاده بود. انگار همان مرد پیش ...
مشاهده تمام رمان های مهدی خطیبی
مجموعه‌ها