کتاب «روانکاوی منفی برای مردگان زنده: بدبینی فلسفی و رانهی مرگ» نوشتهی جولی رش، فیلسوف و روانکاو اوکراینیتبار، اثری در مرز میان فلسفهی قارهای و نظریهی روانکاوی است که در سال ۲۰۲۳ توسط پالگریو مکمیلان منتشر شد. این کتاب مداخلهای نظری علیه فرهنگ مسلط درمانمحور و خوشبینانهی معاصر است؛ فرهنگی که رنج را اختلال، و درمان را بازگشت به وضعیت «سلامت» یا «کامل بودن» میفهمد. رش با طرح آنچه «روانکاوی منفی» مینامد، این پیشفرضها را به چالش میکشد. اثر در چند فصل تحلیلی و بخشهایی گفتوگومحور با متفکران معاصر سامان یافته است و بر مفهومی کلیدی تمرکز دارد: رانهی مرگ. رش با بازخوانی این مفهوم فرویدی، آن را نه بهمثابه یک انحراف مرضی، بلکه بهعنوان نیرویی بنیادین در ساختار حیات روانی و اجتماعی معرفی میکند. از نظر او، میل به تکرار، تخریب، بازگشت و حتی فروپاشی، بخشی حذفناشدنی از تجربهی انسانی است. در نتیجه، هر نظریهای که انسان را ذاتا رو به رشد، بهبود و شکوفایی بداند، با نوعی سادهسازی خوشبینانه روبهروست. مفهوم محوری دیگر کتاب، «واقعگرایی افسرده» است؛ رویکردی که بهجای فرار از تاریکیهای وجود، آنها را به رسمیت میشناسد. رش استدلال میکند که بسیاری از رویکردهای درمانی مدرن، با وعدهی ترمیم، تابآوری و بازسازی، رنج را به مسئلهای موقتی و قابلحل تقلیل میدهند، در حالیکه رنج، فقدان و محدودیت ساختاری، عناصر دائمی وضعیت انسانیاند. در این چارچوب، هدف روانکاوی منفی نه درمان به معنای رفع درد، بلکه مواجههی صادقانه با آن است. کتاب همچنین با متفکرانی چون کاترین مالابو، تاد مکگوان و آلنکا زوپانچیچ وارد گفتوگو میشود و ایدههای خود را در بستر مباحثی چون پلاستیسیته، سوژهگی، سیاست و تروما گسترش میدهد. این گفتوگوها نشان میدهند که «منفیّت» صرفا مقولهای بالینی نیست، بلکه در سطح ساختارهای اجتماعی و روایتهای فرهنگی نیز عمل میکند. بدینترتیب، روانکاوی منفی به نقدی از فرهنگ امید اجباری و خوشبینی نهادی تبدیل میشود. از منظر تحلیلی، نقطهی قوت کتاب در جسارت مفهومی آن است. رش با رد ایدهی پیشفرض سلامت روان بهعنوان وضعیت طبیعی، خواننده را وادار میکند دربارهی مبانی اخلاقی و انسانشناختی روانشناسی معاصر تجدیدنظر کند. با این حال، نثر نظری و ارجاعات گسترده به سنت فلسفهی قارهای، خواندن کتاب را برای مخاطب غیرمتخصص دشوار میکند. افزون بر این، تأکید بر بدبینی فلسفی و نقد صریح امید درمانی، ممکن است برای برخی مخاطبان رادیکال یا حتی نیهیلیستی به نظر برسد. در جمعبندی، «روانکاوی منفی برای مردگان زنده» اثری چالشبرانگیز است که با بازاندیشی در سائق مرگ و ساختار منفیّت، چشماندازی متفاوت از روانکاوی و وضعیت انسانی ارائه میدهد. این کتاب نه راهنمایی برای بهبود، بلکه دعوتی به رویارویی با تراژدی گریزناپذیر زیستن است؛ رویاروییای که بهزعم رش، میتواند صادقانهتر و فلسفیتر از وعدههای تسلیبخش فرهنگ درمانی معاصر باشد.