کتاب «گذار از توسعهنیافتگی» نوشتهی عزتالله سحابی از آثار قابل توجه در حوزهٔ اندیشهی توسعه در ایران معاصر است. سحابی، که از چهرههای فکری جریان ملی-مذهبی و از فعالان سیاسی و اجتماعی ایران به شمار میرود، در این اثر میکوشد ریشههای تاریخی عقبماندگی ایران را بررسی کند و در عین حال چشماندازی برای عبور از این وضعیت ارائه دهد. اهمیت این کتاب در آن است که نویسنده توسعه را صرفا یک مسئلهی اقتصادی نمیداند، بلکه آن را پدیدهای چندبعدی میبیند که با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه در پیوند است. یکی از محورهای اصلی کتاب، بررسی تاریخی شکلگیری توسعهنیافتگی در ایران است. سحابی معتقد است عقبماندگی ایران حاصل مجموعهای از عوامل تاریخی است که در طول زمان انباشته شدهاند. او در تحلیل خود نشان میدهد که ضعف نهادهای مدرن، اقتصاد غیرتولیدی و فقدان طبقهی کارآفرین صنعتی از جمله عواملی بودهاند که مسیر توسعه را در ایران دشوار کردهاند. در نگاه او، اقتصاد ایران در بسیاری از دورهها به جای آنکه بر تولید و صنعت استوار باشد، به فعالیتهای غیرمولد یا رانتی متکی بوده است؛ وضعیتی که امکان شکلگیری یک اقتصاد پویا و رقابتی را محدود کرده است. در کنار عوامل داخلی، سحابی به نقش شرایط بینالمللی نیز توجه دارد. او معتقد است از دورهی قاجار به بعد، رقابت قدرتهای خارجی و دخالت آنها در امور اقتصادی و سیاسی ایران، بر روند توسعهی کشور تأثیر گذاشته است. به ویژه منافع قدرتهای بزرگ در منابع و موقعیت ژئوپلیتیک ایران گاه مانع شکلگیری سیاستهای مستقل اقتصادی شده است. با این حال، سحابی همهی مسئولیت عقبماندگی را به عوامل خارجی نسبت نمیدهد و بر این نکته تأکید میکند که ضعفهای ساختاری درونی نیز سهم مهمی در این وضعیت داشتهاند. بخش مهمی از کتاب به ارائهی چارچوبی برای عبور از توسعهنیافتگی اختصاص دارد. در اینجا سحابی مفهوم توسعهی ملی و درونزا را مطرح میکند. به باور او، توسعهی پایدار زمانی امکانپذیر است که یک جامعه بتواند بر ظرفیتهای داخلی خود تکیه کند و مسیر صنعتیشدن را به طور آگاهانه دنبال کند. در این دیدگاه، نقش دولت توسعهگرا بسیار مهم است؛ دولتی که بتواند سیاستهای صنعتی منسجم تدوین کند، از تولید داخلی حمایت نماید و شرایط لازم برای رشد اقتصادی را فراهم آورد. سحابی همچنین بر ضرورت شکلگیری یک بورژوازی ملی و تولیدی تأکید میکند. از نظر او، توسعه زمانی تحقق مییابد که طبقهای از سرمایهداران ملی در حوزهی تولید و صنعت فعال باشند و اقتصاد را از وابستگی به رانتهای طبیعی یا فعالیتهای غیرمولد دور کنند. در این چارچوب، صنعتیشدن به عنوان موتور اصلی توسعه مطرح میشود و اقتصاد باید به سمت تولید، فناوری و نوآوری حرکت کند. در عین حال، سحابی توسعهی اقتصادی را بدون تحول سیاسی پایدار نمیداند. او معتقد است شکلگیری دموکراسی، حاکمیت قانون و جامعهی مدنی فعال شرط مهمی برای موفقیت هر برنامهی توسعه است. از این منظر، توسعهی اقتصادی و توسعهی سیاسی در اندیشهی او دو فرایند بههمپیوستهاند که باید همزمان پیش بروند. از نظر فکری، اندیشهی سحابی در این کتاب تحت تأثیر سنتهای مختلف نظری قرار دارد. یکی از مهمترین این تأثیرات، دیدگاههای فردریش لیست دربارهی حمایت از صنایع ملی و نقش دولت در تقویت اقتصاد ملی است. همچنین تجربهی تاریخی ایران، بهویژه دورهی ملیشدن نفت و تلاش برای ایجاد اقتصادی مستقل، در شکلگیری دیدگاههای او نقش داشته است. در مجموع، «گذار از توسعهنیافتگی» را میتوان تلاشی برای ارائهی یک الگوی بومی توسعه برای ایران دانست. سحابی در این اثر میکوشد با ترکیب تحلیل تاریخی و پیشنهادهای راهبردی، مسیری برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور ترسیم کند. هرچند برخی منتقدان به ابهام در جنبههای اجرایی این الگو اشاره کردهاند، اما کتاب همچنان یکی از آثار مهم در بحث دربارهی راههای توسعهی ایران به شمار میآید و تصویری روشن از دغدغههای فکری یکی از متفکران برجستهی معاصر ارائه میدهد.