کتاب «امپراتوری زیرزمینی: چگونه آمریکا اقتصاد جهانی را به سلاح بدل میسازد؟» نوشته هنری فارل و آبراهام نیومن که در سال ۲۰۲۳ منتشر شده، اثری در حوزه اقتصاد سیاسی بینالملل، ژئوپلیتیک و روابط بینالملل است. این کتاب تلاش میکند سازوکارهای پنهان قدرت در اقتصاد جهانی معاصر را توضیح دهد و نشان دهد که چگونه زیرساختهای شبکهای اقتصاد جهانی-از سیستمهای مالی و ارتباطات دیجیتال گرفته تا زنجیرههای تأمین فناوری-به ابزارهایی برای اعمال نفوذ سیاسی و استراتژیک تبدیل شدهاند. نویسندگان با تمرکز بر ساختار شبکهای اقتصاد جهانی، استدلال میکنند که قدرت در قرن بیستویکم بیش از گذشته به کنترل گرههای حیاتی شبکههای اقتصادی و اطلاعاتی وابسته شده است. مبنای اصلی تحلیل کتاب به تحولاتی بازمیگردد که پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ رخ داد. در این دوره، سیاستگذاران ایالات متحده دریافتند که بسیاری از شریانهای اصلی اقتصاد جهانی-از جمله سیستم پیامرسان مالی سوئیفت (SWIFT)، شبکههای تسویه مالی مبتنی بر دلار، زیرساختهای اینترنتی و بخشهایی از زنجیرههای تأمین فناوری-یا تحت نظارت نهادهای مستقر در آمریکا قرار دارند یا از مسیرهایی عبور میکنند که به این کشور وابستهاند. فارل و نیومن توضیح میدهند که این موقعیت ساختاری به ایالات متحده امکان داده است تا از این شبکههای به ظاهر بیطرف برای نظارت مالی، اعمال تحریمها و محدودسازی دسترسی بازیگران خاص به بازارهای جهانی استفاده کند. در نتیجه، نوعی ساختار قدرت شکل گرفته که نویسندگان آن را «امپراتوری زیرزمینی» مینامند؛ امپراتوریای که نه بر پایه قلمرو جغرافیایی یا قدرت نظامی، بلکه بر کنترل زیرساختهای حیاتی اقتصاد جهانی بنا شده است. مفهوم مرکزی کتاب «وابستگی متقابل تسلیحاتیشده» است. نظریههای کلاسیک جهانیشدن معمولا استدلال میکردند که وابستگی متقابل اقتصادی میان کشورها باعث کاهش احتمال درگیری و افزایش همکاری میشود. اما نویسندگان نشان میدهند که همین وابستگی متقابل میتواند به یک نقطه آسیبپذیری ساختاری تبدیل شود. در شبکههای اقتصادی جهانی، برخی کشورها در موقعیتهایی قرار دارند که کنترل گرههای کلیدی را در اختیار دارند. این گرهها میتوانند جریان اطلاعات، سرمایه یا کالا را تسهیل یا متوقف کنند. در چنین شرایطی، کشوری که بر این گرهها تسلط دارد میتواند از آنها به عنوان اهرم فشار استفاده کند. در این چارچوب، کتاب بر نقش گلوگاههای شبکهای تأکید ویژهای دارد. گلوگاهها نقاطی در شبکه جهانی هستند که بخش بزرگی از جریان اقتصادی از آنها عبور میکند. برای مثال، در نظام مالی جهانی بسیاری از تراکنشهای بینالمللی در نهایت از طریق سیستمهای تسویه دلاری یا شبکههای پیامرسان مالی عبور میکنند. کنترل یا نظارت بر این نقاط به معنای توانایی ردیابی یا محدود کردن فعالیتهای مالی بازیگران مختلف است. فارل و نیومن نشان میدهند که چنین ساختاری به دولتها-بهویژه دولتهایی که در مرکز شبکه قرار دارند-امکان میدهد بدون استفاده از نیروی نظامی، فشار قابل توجهی بر دیگران وارد کنند. با این حال، نویسندگان به پیامدهای ناخواسته این نوع قدرت شبکهای نیز توجه دارند. یکی از نتایج مهم استفاده گسترده از ابزارهای اقتصادی برای اعمال فشار، افزایش تلاش سایر کشورها برای کاهش آسیبپذیری در برابر این ساختار است. در سالهای اخیر، بسیاری از دولتها به دنبال سیاستهایی مانند «ریسکزدایی»، توسعه سیستمهای پرداخت جایگزین، بومیسازی صنایع حساس و افزایش استقلال در زنجیرههای تأمین فناوری بودهاند. به بیان دیگر، همان ابزارهایی که برای افزایش قدرت به کار گرفته میشوند، ممکن است در بلندمدت باعث چندقطبی شدن زیرساختهای اقتصادی جهانی شوند. از نظر علمی، یکی از مهمترین نقاط قوت کتاب ارائه چارچوب نظری نوآورانه برای تحلیل قدرت در عصر شبکهها است. فارل و نیومن با ترکیب مفاهیم اقتصاد سیاسی، نظریه شبکهها و مطالعات روابط بینالملل، تصویری تازه از ساختار قدرت در جهان ارائه میدهند. آنها نشان میدهند که در دنیای امروز، تسلط بر زیرساختهای فنی و مالی-مانند شبکههای داده، سامانههای پرداخت و زنجیرههای تولید فناوری-میتواند به اندازه یا حتی بیش از قدرت نظامی سنتی اهمیت داشته باشد. علاوه بر این، کتاب با استفاده از مطالعات موردی واقعی و تحلیل سیاستهای اقتصادی و مالی، مکانیزمهای پیچیده این سیستم را برای خواننده ملموستر میکند. با وجود این نقاط قوت، کتاب محدودیتهایی نیز دارد. تمرکز اصلی آن بر نقش ساختاری ایالات متحده در شکلدهی به این شبکههاست و به همین دلیل، استراتژیهای مشابه سایر قدرتهای اقتصادی برای ایجاد زیرساختهای نفوذ یا شبکههای جایگزین با جزئیات کمتری بررسی شدهاند. ه