کتاب «قفقاز در کشاکش قدرتهای بزرگ: ایران، عثمانی و روسیه» نوشته مصطفی آیدین، یک اثر پژوهشی دقیق است که به واکاوی تحولات پیچیده و سرنوشتساز منطقهی قفقاز در بازهی زمانی ۱۸۰۰ تا ۱۸۳۰ میلادی میپردازد. نویسنده در این کتاب با نگاهی جامع، قفقاز را نه فقط یک منطقهی جغرافیایی، بلکه به عنوان یک «گسل ژئوپلیتیک» معرفی میکند که برای قرنها محل تلاقی و برخورد منافع سه امپراتوری قدرتمند یعنی ایران قاجاری، امپراتوری عثمانی و روسیهی تزاری بوده است. آیدین بر این نکته تأکید دارد که قفقاز به دلیل موقعیت استراتژیک خود به عنوان پل ارتباطی میان آسیا و اروپا و دسترسی به دریاهای سیاه و خزر، همواره جبههی اول نبردهای توسعهطلبانه بوده است. این کتاب به خوبی تبیین میکند که چگونه ورود روسیه به عنوان «قدرت سوم» در اوایل قرن نوزدهم، موازنهی سنتی میان دو قطب قدیمی منطقه یعنی ایران و عثمانی را برهم زد و فصلی نوین از کشمکشهای خونین و معاهدات دیپلماتیک را گشود که جغرافیای سیاسی خاورمیانه و اوراسیا را برای همیشه تغییر داد. در ادامه تمرکز اصلی کتاب بر تحلیل جنگهای طولانی و فرسایشی است که منجر به امضای عهدنامههای تاریخی شد. مصطفی آیدین با نگاهی بیطرفانه، روند تضعیف تدریجی حاکمیت ایران بر خانات قفقاز را بررسی کرده و نشان میدهد که چگونه ناتوانی در نوسازی نظامی و دیپلماتیک، منجر به تحمیل قراردادهای گلستان و ترکمانچای گردید. نویسنده با بررسی اسناد تاریخی توضیح میدهد که جدایی مناطق وسیعی از شمال ارس از خاک ایران، صرفا یک شکست نظامی نبود، بلکه نتیجهی تغییر در پارادایم قدرت جهانی و پیشروی روسیه به سمت آبهای آزاد بود. همزمان رقابت میان عثمانی و روسیه نیز با جزئیات بررسی میشود؛ جایی که امپراتوری عثمانی سعی داشت با استفاده از پیوندهای مذهبی و قومی، نفوذ خود را در قفقاز غربی حفظ کند، اما در نهایت تحت فشار ماشین جنگی روسیه و با امضای معاهدهی ادرنه، مجبور به عقبنشینی از بسیاری از مواضع خود شد. این بخش از کتاب به خوبی نشان میدهد که قفقاز چگونه به آزمایشگاهی برای استراتژیهای استعماری قرن نوزدهم تبدیل شده بود. نویسنده در ادامه به لایههای پنهانتر این رقابتها، یعنی ابعاد فرهنگی، مذهبی و هویتی میپردازد. آیدین معتقد است که حضور این سه قدرت بزرگ در قفقاز، موزاییکی از هویتهای قومی و مذهبی را شکل داد که هنوز هم ریشهی اصلی بسیاری از منازعات معاصر در این منطقه است. سیاستهای روسیه برای تغییر بافت جمعیتی، تلاشهای ایران برای حفظ پیوندهای شیعی و فعالیتهای عثمانی در راستای پانترکیسم اولیه، همگی در این اثر مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند. کتاب «قفقاز در کشاکش قدرتهای بزرگ» به وضوح نشان میدهد که قدرتهای بزرگ چگونه از تفاوتهای قومی به عنوان ابزاری برای بیثبات کردن رقبای خود استفاده میکردند. این تحلیلها به خواننده کمک میکند تا بفهمد که بحرانهای امروزی در مناطقی مثل قرهباغ، گرجستان و داغستان، ریشه در توافقات و تضادهایی دارد که بیش از دو قرن پیش میان حاکمان تهران، استانبول و سنتپترزبورگ شکل گرفته است. مصطفی آیدین بر این باور است که با وجود فروپاشی امپراتوریها و تشکیل کشورهای مستقل پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، «بازی بزرگ» در قفقاز هرگز متوقف نشده و تنها بازیگران و ابزارهای آنها تغییر کردهاند و امروز نیز رقابت بر سر خطوط لولهی انرژی، مسیرهای ترانزیتی و پیمانهای امنیتی، تکرار همان الگوهای تاریخی است که در قرن نوزدهم جریان داشت و در نهایت ثابت میکند که شناخت دقیق تاریخ قفقاز، کلید درک رفتارهای سیاسی قدرتهای منطقه ی کنونی در قبال بحرانهای اوراسیا است.