قبالا و نقد

(Kabbalah And Criticism)

کتاب «قبالا و نقد» اثر هارولد بلوم، منتشرشده در سال ۱۹۷۵، یکی از آثار مهم و دشوار در پیوند میان نقد ادبی، نظریه تفسیر، فلسفه زبان و الهیات عرفانی است. بلوم در این کتاب می‌کوشد مفاهیم عرفان یهودی، به‌ویژه قبالای لوریانی، را نه به عنوان موضوعی صرفا دینی، بلکه به منزله الگویی استعاری و نظری برای فهم آفرینش ادبی و رابطه متون با یکدیگر به کار گیرد. ایده اصلی کتاب این است که نوشتن و خواندن هر متن، به‌ویژه در سنت شعر و ادبیات بزرگ، عملی ساده و بی‌طرفانه نیست، بلکه نوعی کشمکش تفسیری با متون پیشین است؛ کشمکشی که در آن نویسنده یا منتقد می‌کوشد برای خود فضایی تازه از معنا و خلاقیت ایجاد کند. بلوم در ادامه نظریه مشهور خود درباره «اضطراب تأثیر» نشان می‌دهد که هیچ شاعر یا نویسنده نیرومندی در خلأ نمی‌نویسد. هر اثر تازه در نسبت با آثار پیشین شکل می‌گیرد، اما این نسبت الزاما تقلیدی یا آرام نیست. نویسنده متأخر، زیر سایه نویسندگان بزرگ پیش از خود قرار دارد و برای رهایی از این سایه، ناچار است آنان را به‌گونه‌ای خلاقانه «بدخوانی» کند. منظور بلوم از بدخوانی، خطای ساده در فهم متن نیست، بلکه نوعی تحریف آگاهانه، دفاعی و آفریننده است که امکان تولید معنای تازه را فراهم می‌کند. از این منظر، خواندن نیز مانند نوشتن عملی خلاق، ستیزه‌جویانه و تفسیری است. اهمیت «قبالا و نقد» در این است که بلوم برای توضیح این فرایند، از سه مفهوم کلیدی قبالای لوریانی بهره می‌گیرد: تیمتسوم، شویراه و تیکون. تیمتسوم به معنای انقباض یا عقب‌نشینی خداوند برای گشودن فضایی جهت آفرینش است. بلوم این مفهوم را به وضعیت شاعر یا نویسنده تعمیم می‌دهد؛ جایی که خالق جدید باید در برابر عظمت سنت پیشین، فضایی برای صدای خود ایجاد کند. شویراه، یا شکستن ظروف، در نظام عرفانی لوریا به گسست و فروپاشی در جریان آفرینش اشاره دارد. در خوانش بلوم، این مفهوم به شکستن فرم‌ها، الگوها و معانی تثبیت‌شده ادبی مربوط می‌شود. تیکون، یا ترمیم و بازسازی، نیز به مرحله‌ای اشاره دارد که در آن اثر تازه می‌کوشد از دل این شکست و گسست، نظمی جدید و معنایی بازآفرینی‌شده پدید آورد. بلوم با این تطبیق‌ها، قبالا را به نوعی نظریه پیچیده زبان و تفسیر تبدیل می‌کند. از نظر او، سنت عرفانی یهودی فقط مجموعه‌ای از آموزه‌های الهیاتی نیست، بلکه دربردارنده تأملاتی عمیق درباره متن، نشانه، تأویل و رابطه میان کلمه و معناست. همین نگاه باعث می‌شود مرز میان نقد و شعر در کتاب کم‌رنگ شود. نقد ادبی، در تلقی بلوم، صرفا توضیح یا داوری درباره شعر نیست؛ خود نوعی آفرینش زبانی است. منتقد نیز مانند شاعر با متون پیشین درگیر می‌شود و از خلال خوانش خاص خود، معنایی تازه می‌سازد. نقطه قوت اصلی کتاب در خلاقیت بین‌رشته‌ای آن است. بلوم با جسارت، مفاهیم عرفانی را به قلمرو نظریه ادبی وارد می‌کند و از آن‌ها ابزارهایی برای فهم تاریخ ادبیات، تأثیر، رقابت و تداوم سنت می‌سازد. کتاب از نظر فلسفی غنی است و نقد ادبی را از سطح تحلیل‌های صرفا فرمال یا زبانی فراتر می‌برد. با این حال، همین ویژگی‌ها سبب دشواری اثر نیز شده‌اند. زبان کتاب متراکم، تخصصی و گاه بسیار دیرفهم است و خواننده برای فهم دقیق آن باید هم با نظریه ادبی مدرن و هم با کلیات عرفان یهودی آشنا باشد. از سوی دیگر، برخی پژوهشگران قبالا به بلوم انتقاد کرده‌اند که مفاهیم دینی و عرفانی را از زمینه اصلی خود جدا کرده و به ابزارهایی سکولار و زیبایی‌شناختی تبدیل کرده است. این نقد تا حدی جدی است، زیرا بلوم بیش از آنکه به بازسازی وفادارانه قبالا علاقه‌مند باشد، از آن برای تقویت نظریه ادبی خود استفاده می‌کند. با این همه، «قبالا و نقد» اثری پیشگام و اثرگذار است که نشان می‌دهد آفرینش ادبی همواره با اضطراب، تأویل، گسست و بازسازی همراه است. این کتاب برای پژوهشگران ادبیات، نظریه‌پردازان نقد و علاقه‌مندان به پیوند میان عرفان، زبان و تفسیر، متنی چالش‌برانگیز و بنیادین به شمار می‌آید.

محسن کرمی
نیلوفر
9786228089904
۱۴۰۴
۱۳۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول