کتاب «تداوم حضور ایران: در دوران پس از ساسانی» به کاوش وتحلیل در یکی از بنیادیترین پرسشهای تاریخ ایران میپردازد: پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی و ورود اسلام، بر سر آن تمدن باستانی و ساختارهای فرهنگی آن چه آمد؟ این اثر که مجموعه مقالاتی از پژوهشگران برجستهای چون احسان یارشاطر، آنهماری شیمل و کلیفورد ادموند بازورث است، از یک پاسخ سادهانگارانه مبنی بر حذف یا جایگزینی کامل فرهنگ ایرانی پرهیز میکند و در عوض، فرآیند پیچیده سنتز و رشد فرهنگی را به بحث میگذارد. نویسندگان معتقدند سقوط سیاسی ساسانیان به معنای مرگ میراث فرهنگی ایران نبود. این میراث در قالبهای گوناگون به حیات خود ادامه داد و به یکی از ارکان اصلی شکلدهنده تمدن اسلامی تبدیل شد. کتاب ریشههای این تعامل را بررسی میکند و نشان میدهد که حضور و نفوذ ایرانیان در دستگاه خلافت عباسی، از دیوانسالاری . و اصول کشورداری گرفته تا آداب درباری بازسازی الگوهای ساسانی در چارچوبی جدید بود. در این میان، زبان فارسی دری به عنوان زبان شعر و حماسه احیا شد و آثاری چون شاهنامه، هویت ایرانی را در بستر فرهنگی نوین بازتعریف کردند. کتاب همچنین به بررسی نقش دانشمندان ایرانی در شکوفایی علوم در جهان اسلام میپردازد. چهرههایی چون ابنسینا، رازی و بیرونی، اگرچه آثار خود را عمدتا به زبان عربی، زبان علمی آن روزگار، مینوشتند، اما محصول یک سنت فکری و فرهنگی ریشهدار در تفکر ایرانی بودند. در کنار علوم عقلی، این اثر به تأثیر زیادی اندیشههای عرفانی ایران بر شکلگیری و غنای تصوف اسلامی نیز توجه میکند. مقالات همچنین به حوزه هنر، از جمله نقاشی و معماری، میپردازند و بیان میکنند به چه شکلی عناصر زیباییشناختی ایرانی در هنر اسلامی تداوم یافت و با آن درآمیخت. این مجموعه مقالات، نگاهی یک جانبه ندارد و به تأثیرات متقابل ایران و اسلام نیز اشاره میکند. برای فهم بهتر این رابطه، به حضور و جایگاه اعراب در مرزهای ایران، حتی از دوران پیش از ساسانیان، پرداخته میشود تا نشان دهد این تعامل، پیشینهای طولانی داشته است. حضور ایران در جهان اسلام، واژههای وام گرفته از فارسی در زبان عربی و عقیدهی بسیار پذیرفتهشده دربارهی حضور ایران در جهان اسلام از جمله مباحث مهم این کتاب است. در نهایت، «تداوم حضور ایران» رواینی از یک دگرگونی فرهنگی ارائه میدهد که در آن، عناصر ایرانی در ساختار تمدن اسلامی جذب و بازتولید شدند.