نام آیزاک آسیموف با رباتها گره خورده؛ نه فقط چون از نخستین کسانی بود که به آنها جان بخشید، بلکه چون تصویری از آینده ساخت که هنوز، آیندهی ماست. او ربات را نه بهعنوان ابزار، بلکه بهعنوان پرسش مطرح کرد: اگر ماشینی بتواند بیندیشد، انتخاب کند و حتی رویا ببیند، مرز انسان و غیرانسان کجاست؟ آسیموف با سه قانون مشهور رباتیک، برای رباتها اخلاق آفرید؛ اصولی که جهان علمیتخیلی را متحول کردند: 1. آسیب به انسان ممنوع است. 2. فرمانبرداری واجب است، مگر آنکه آسیبزا باشد. 3. بقا مجاز است، مگر به قیمت قانونهای پیشین. این قوانین ساده، زنجیرهای از پیچیدهترین داستانهای اخلاقی و تکنولوژیک قرن بیستم را ساختند. در I, Robot، آسیموف نه از آینده، که از ما حرف میزند؛ از تصمیمهایی که حتی یک مغز دیجیتال هم در برابرشان درمیماند. در The Rest of the Robots، رباتها با جامعه وارد دیالوگ میشوند؛ گاه ناجی، گاه قاضی. در The Complete Robot، سیوهفت داستان، ربات را در نقشهای تازهای قرار میدهند؛ کارگر، فیلسوف، معترض. در Robot Dreams، رباتی خواب میبیند. آیا رویا امتیاز انسان است یا آغاز یک آگاهی دیگر؟ در Robot Visions، آسیموف سراغ آیندههایی میرود که از دل حال متولد میشوند؛ با پرسشی ساده اما بنیادین: وقتی یک ماشین از ما داناتر و مهربانتر شد، چه کسی باید تصمیم بگیرد؟ و در The Positronic Man، رباتی میخواهد انسان باشد - نه با تقلید، که با طلب حق زیستن. آسیموف ما را با این پرسش تنها میگذارد: رباتها به چه چیزی نیاز دارند تا "خودآگاه" نامیده شوند؟ و ما برای انسانی ماندن، به چه چیزی نیاز داریم که آنها نداشته باشند؟