کتاب «در تعریف شعر» نوشتهی منوچهر انور، جستوجویی تأملی و گفتوگوی درونی برای کشف ماهیت سیال و گریزپای شعر است. انور که خود از پایهگذاران ویراستاری نوین در ایران و از صاحبنظران عرصهی کلام و نمایش است، در این اثر مسئلهی چیستی شعر را از مسیر تجربهی زیسته و درنگ در آثار بزرگانی چون حافظ، مولانا، سعدی و عینالقضات همدانی واکاوی میکند. این تأملات، پیوندی عمیق و ناخودآگاه با سنت هزارسالهی زیباییشناسی و نقد ادبی در ایران دارد؛ سنتی که پس از قرن سوم هجری و با تلاقی فرهنگ ایرانی، متون فلسفی یونانی و ادبیات عرب شکل گرفت. ادامه کتاب، روایت یک مسیر مرحلهبهمرحله برای رسیدن به تعریفی دقیق از شعر است. نویسنده در ابتدا به این تعریف میرسد: «شعر کلام موزونی است که معنی آن در صورتش متوقف نشود.» اما درنگ بیشتر او را با چالشی اساسی روبهرو میکند؛ چرا که تقلیل دادن شعر به وزن، بسیاری از اشعار نغز را از دایرهی شعریت خارج کرده و در مقابل، به منظومات سطحی رسمیت میبخشد. از این رو، او با عبور از قید «وزن»، تعریف خود را به «کلامی که معنی آن در صورتش متوقف نشود» تغییر میدهد تا نشان دهد شعر ناب حاصل درهمتنیدگی تفکیکناپذیر صورت و معناست. با این حال، سیر این کشف و شهود به همینجا ختم نمیشود. انور با طرح حرکت و گذار در جهان، به این نتیجه میرسد که اساسا هیچ صورتی در هستی متوقفشدنی نیست. او با وام گرفتن از نگاه غریب عینالقضات همدانی، شعر را همچون آینهای میداند که هر مخاطبی صورت و دریافت خود را در آن میبیند؛ پدیدهای دارای حیثیتی ازلی و ابدی که گویی پیش از سروده شدن نیز وجود داشته و مخاطب را به تماشای خود دعوت میکرده است. در نهایت، کتاب مرزهای میان نثر و شعر را درمینوردد تا نشان دهد شعریت نه در قالب و نه در معنای صرف، بلکه در پیوستگی مدام با هستی و جاری بودن کلام معنا مییابد. مطالعه این اثر به پژوهشگران حوزهی ادبیات، علاقهمندان به فلسفهی هنر، دانشجویان نقد ادبی و تمام کسانی که دغدغهی فهمی عمیقتر دربارهی مسئلهی شعر و نسبت آن با تجربهی انسانی را دارند، پیشنهاد میشود.