رمان «آخرین نفر در عروسی» نوشتهی جیسون رکولاک، داستانی پرتعلیق، رازآلود و انسانی است که به ظرافت، شکافهای طبقاتی، روابط خانوادگی و پیچیدگی اعتماد را به تصویر میکشد. قهرمان داستان، فرانک زاتوسکی، رانندهی بازنشسته و مردی از طبقهی کارگر است که پس از چند سال بیخبری، ناگهان دعوتنامهای برای شرکت در عروسی دخترش، مگی، دریافت میکند. مراسم عروسی قرار است در ملکی مجلل و دورافتاده متعلق به خانوادهی گاردنر، یکی از پرنفوذترین خاندانهای آمریکا، برگزار شود. داماد، آیدن گاردنر، پسری ثروتمند و مرموز از دنیای فناوری است که از همان ابتدا حس بیاعتمادی را در فرانک برمیانگیزد. با ورود به این محیط اشرافی، فرانک نهتنها احساس بیگانگی و اضطراب میکند، بلکه نشانههایی از رازها و خطرات پنهان نیز به چشمش میخورد. ناپدید شدن زنی به نام داون تاگارت که پیشتر با آیدن در ارتباط بوده، به همراه مقررات سختگیرانهی محرمانگی برای مهمانان، همه چیز را مشکوکتر میکند. فرانک که انگیزهای جز حفاظت از دخترش ندارد، به تدریج با لایههایی تیره از حقیقت روبرو میشود که نشان میدهند این ازدواج شاید بیش از آنکه بر پایهی عشق باشد، به واسطهی منافع مالی و حتی پنهانکاری دربارهی یک جنایت شکل گرفته است. رکولاک با مهارتی مثالزدنی، فضایی خفقانآور و پر از تنش خلق میکند. در کنار روایت پرکشش، به مسائلی چون وفاداری، تأثیر قدرت و ثروت بر روابط، و پویاییهای پیچیدهی میان والدین و فرزندان میپردازد. شخصیت فرانک، پدری ساده و صادق که به تدریج به قهرمانی خستگیناپذیر بدل میشود، در دل داستان میدرخشد و خواننده را با خود همراه میسازد. «آخرین نفر در عروسی» اثری است که همزمان سرگرم میکند و میانگیزد. اگر به داستانهای معمایی با لحن روانشناختی و درونمایههای اجتماعی علاقه دارید، این رمان یکی از انتخابهای بهیادماندنی خواهد بود.