«شیدخت» رمانی برای نوجوانهاست. راوی داستان، دختر نوجوانی است که پدرش هنگام فاجعهی آتشسوزی در ساختمان پلاسکو، آنجا بوده است. شیدخت نمیخواهد بپذیرد که پدرش مرده، او میخواهد اینطور به خودش بقبولاند که پدرش زنده و جایی زیر آوار مانده است. شیدخت رمانی ایرانی برای نوجوانهاست و نویسندهی آن محدثه گودرزنیا. این رمان را نشر پرتقال چاپ کرده و برای نوجوانان علاقهمند به خواندن رمانهای برگرفته از واقعیت و مستندگونه، میتواند جذاب و خواندنی باشد. از دیرباز وقایع تلخ و تکاندهندهی اجتماعی، سیاسی و تاریخی گاهی دستمایهی کار برخی اهالی هنر و نویسندگان قرار میگرفته است. «شیدخت» از همین دست کارهاست. راوی نوجوان کتاب، که پدرش در ساختمان پلاسکو واقع در خیابان جمهوری تهران بوده است، بعد از شنیدن اتفاق آتشسوزی بزرگ و عظیم این ساختمان، برخلاف مادرش، نمیخواهد مرگ و پایان پدرش را تصور کند. او در میان اخبار تلخ و تکاندهنده و دیدن حوادث از نزدیک و شعلههای آتش که زبانه میکشند و میزان و حجم آوار، به دنبال هویت خود و زنده نگاه داشتن رویایش است. نویسندهی کتاب، سعی کرده به دور از کلیشهها داستان را پیش ببرد، اینکه شیدخت با مرور خاطرات، یادش میآید که پدر و مادرش هیچوقت زندگی آرام و گرمی نداشتهاند و مسائلی از این دست، نشان از دور شدن از کلیشههاست. او سعی نکرده از پدر چهرهای خوب و آرام و محبوب بیافریند، بلکه پدری را با وجوه مثبت و منفی روایت میکند. از محاسن کتاب میتوان به نزدیک شدن نویسنده به ذهن و دغدغه و دنیای نوجوانها در مقابله با بحران اشاره کرد. نویسنده سعی کرده است از خلال فروریختن ساختمان پلاسکو، که واقعهای تلخ و تکاندهنده است، به ذهنیات و درونیات شخصیت اصلی داستان نقب بزند و زوایای مختلف زندگی خانوادگی و اجتماعی را از دید او ببیند. خواننده پا به پای شیدخت، سعی میکند در این فقدان جلو برود و ادامه زندگی را نظارهگر باشد. محدثه گودرزنیا سعی کرده با توصیفات دقیق و جزئی از محل حادثه، تا خانه و محل زندگی و حتی فضای شهر و مدرسه و نیز روابط آدمها با هم و در میان اعضای خانواده و فامیل، داستانش را هر چه زندهتر و جاندارتر تصویر کند. کتاب «شیدخت» برای آن دسته از نوجوانانی که به دنبال خواندن رمانی اجتماعی، واقعگرا و بر محور فقدان و پیدا کردن معنای جدید برای زندگی هستند، میتواند خواندنی باشد و آنها را با خود همراه کند.