جرج آر. آر. مارتین در رمان معروف و تحسین شده «بازی تاج و تخت ؛ نغمه آتش و یخ» دروازهای به جهانی فانتزی باز میکند که غرق در دسیسههای سیاسی، جنگهای خونین و خیانتهای بیپرده است. اما در دل این رویدادها، مسائل بنیادینتری جریان دارد سرنوشت اخلاق در میدان قدرت، شکنندگی پیمانها و وفاداریها، و محو شدن مرز میان نیکی و پلیدی،. تمام این ماجرا در قارهای به نام وستروس رخ میدهد سرزمینی که هفت پادشاهی را در خود جای داده و با مرگ مرموز همرااه همیشگی پادشاه، در آستانهی آشوبی ویرانگر قرار گرفته است. داستان از جایی شروع می شود که ادارد استارک، حکمران شمال برای پر کردن جای خالی مشاور پادشاه به پایتخت فراخوانده میشود. این دعوت در حقیقت اتفاقی به سوی باتلاقی که در آن شرافت و راستی بیش از هر دروغی مجازات به همراه دارد است. کشمکش اصلی میان خاندانهای بزرگ، بهویژه استارکها، لنیسترها و بازماندگان خاندان تارگرین، شکل میگیرد. هر کدام از این خاندانها با انگیزهها و اهداف خود وارد بازی بیرحمانهی قدرت میشوند بازیای که در آن اتحادها به سادگی فرو میپاشند. در این دنیا، آدمها مهرههای سیاه و سفید نیستند. شخصیتی مثل تیریون لنیستر، کوتولهای طردشده از خاندانی بیرحم، با هوش و کنایههایش به حذابیت داستان بدل میشود و خواننده را صحنه به صحنه غافل می کند. در سوی دیگر، دنریس تارگرین، شاهزادهای تبعیدی و بیپناه، مسیری را برای بازپسگیری تاجوتخت آغاز میکند که او را به قدرتی هراسانگیز میرساند، اما هر تصمیم او با یک پرسش گره خورده است. مارتین رمانی را نوشته که در آن پهلوانان نیز طعم شکست را میچشند و شخصیتهای شرور، انگیزههایی عجیبی دارند. همزمان با این درگیریها برای به دست آوردن تخت آهنین، تهدیدی باستانی و ماورایی از سرزمینهای یخی شمال به آرامی نزدیک میشود. دیوار، سازهای عظیم که قلمرو انسانها را از وحشت ناشناخته جدا کرده، فقط یک مرز جغرافیایی نیست این دیوار نمادی از ترسهای قدیمی و حقیقتی است که در هیاهوی جنگ قدرت به فراموشی سپرده شده است. این نیروی خاموش و بیصدا، آرامش دروغین وستروس را هدف گرفته است. مارتین با شکستن روایت و سپردن هر فصل به نگاه یکی از شخصیتها، خواننده را در ذهن آنها زندانی میکند. این نحوه نگارش باعث میشود هیچ حقیقت مطلقی وجود نداشته باشد و هر رویداد از زوایای گوناگون و گاه متضاد دیده شود. خواننده فضای رمان را از درون آشوب و از چشم شخصیتهایی تجربه میکند که هرکدام عضوی لاینفک از حوادث عجیب داستان اند. دررمان «بازی تاج و تخت» مسئلهی قدرت یک جایزه نیست، بلکه مسیری پر از انتخابهای دشوار است. این رمان، مخاطب را با جهانی روبهرو میکند که در آن بقا، ترس و منفعت، تعاریف تازه ای می گیرند در بازی تاجوتخت، پیروزی بهایی گزاف دارد و شاید زنده ماندن، خود بزرگترین فتح است.