کتاب «ابن خلدون: زندگی و اندیشهی او» نوشتهی رابرت اروین، که در سال 2018 منتشر شد، بهسرعت به یکی از آثار اصلی و مرجع در زمینهی شناخت این اندیشمند بزرگ جهان اسلام بدل گشت. برخلاف تصور رایج که ابنخلدون را صرفا «پدر جامعهشناسی» یا پیشگام علوم اجتماعی مدرن میپندارد، نویسنده در این کتاب میکوشد تا چهرهای واقعیتر و از نظر تاریخی دقیقتر از این شخصیت ارائه دهد و اندیشههای او را در بستر زمانهی پر آشوب خود توضیح دهد. به بیانی دقیقتر، هدف اصلی کتاب، اسطوره زدایی از ابن خلدون و در عین حال در نظر گرفتن پیچیدگیهای زندگی و اندیشهی او است. به عقیدهی نویسنده، ابن خلدون را میبایست در زمانهی خود او فهمید، نه اینکه از طریق عینک مدرنی که امروز بر چشم داریم به اندیشههای او بنگریم. ذیل این ایده، کتاب با روایت زندگی پر فراز و نشیب ابنخلدون آغاز میشود. نویسنده شرح میدهد که ابن خلدون چگونه در جهانی که طاعون خیارکی آن را ویران کرده و هر دو والدینش را از او گرفته بود، زندگی میکرد. او مناصب متعددی را در دربارهای بیثبات و متلاطم شمال آفریقا و اسپانیای مسلمان (اندلس) بر عهده داشت و به یک بازیگر سیاسی مهم، همچنین معلم و نویسنده بدل شد. فصلهای میانی کتاب، خوانش دقیقی از شاهکار ابن خلدون، «المقدمه»، بهعنوان تحلیلی بهغایت بدیع از قوانین حاکم بر تاریخ به دست میدهد و زمینهی فکری و تاریخی آن را در دل الهیات، فلسفه، سیاست، ادبیات، اقتصاد، حقوق و زندگی قبیلهای سدههای میانهی اسلامی واکاوی میکند. یکی از بحث برانگیزترین بحثهای کتاب این است که «المقدمه» برخلاف آنچه اغلب ادعا میشود، چیز زیادی دربارهی اقتصاد برای گفتن ندارد. در حقیقت، نویسنده تأکید میکند که دغدغهی اصلی ابن خلدون اخلاق بود. بهباور وی، ابنخلدون پیش از هر چیزی، یک اخلاقگرا و اندیشمندی اخلاقی بود، نه یک دانشمند علوم اجتماعی. در نهایت، در فصل پایانی کتاب، تاریخچهی تفسیرها و بدفهمیهای اندیشهی ابنخلدون را در غرب و جهان اسلام مرور میکند و بینشهای تازهای دربارهی تاریخ شرق شناسی ارائه میدهد.