اصلاحات ارضی و تغییرات اجتماعی در ایران

(Land Reform And Social Change In Iran)

کتاب «اصلاحات ارضی و تغییرات اجتماعی در ایران» به نویسندگی افسانه نجم‌آبادی، حکم یک نقشه‌ی راهنمای دقیق را دارد که از لایه‌های آماری دولتی عبور کرده و به عمق روابط قدرت نفوذ می‌کند. نجم‌آبادی که اکنون به عنوان استاد تاریخ و مطالعات زنان در دانشگاه هاروارد شناخته می‌شود، در این اثر پژوهشی که ریشه در سال ۱۹۸۷ دارد، صرفا به روایت تقسیم زمین نمی‌پردازد، بلکه فرآیند استحاله‌ی نظام کهن «ارباب‌رعیتی» به یک «سرمایه‌داری دولتی» را واکاوی می‌کند. او توضیح می‌دهد چگونه دولت با حذف فیزیکی و سیاسی مالکان بزرگ، نه‌تنها باری از دوش دهقان برنداشت، بلکه خود در جایگاه یک «ارباب کل» و بوروکراتیک نشست که حالا تمام شئون زندگی روستایی، از بذر و کود گرفته تا فرهنگ و آموزش را تحت سیطره‌ی خود درآورده بود. این گذار صرفا یک جابجایی در مالکیت نبود، بلکه آغازی بود بر پایان خودکفایی نسبی روستا و پیوند‌زدن معیشت کشاورز به بازارهای جهانی و تصمیمات پشت میزنشینان پایتخت. جملات نجم‌آبادی در این بخش به‌خوبی نشان می‌دهد‌ برخلاف تبلیغات رسمی آن دوران، اصلاحات ارضی بیش از آنکه یک پروژه‌ی رهایی‌بخش اقتصادی باشد، یک جراحی سیاسی پرریسک برای تثبیت قدرت مطلقه‌ی سلطنت در دورافتاده‌ترین نقاط کشور بود. شکاف عمیقی که در پی این اصلاحات در بطن جامعه‌ی روستایی ایجاد شد، یکی از ظریف‌ترین نکاتی است که این کتاب بر آن دست می‌گذارد و معمولا در خلاصه‌های گذرا نادیده گرفته می‌شود. نجم‌آبادی با کالبدشکافی طبقات اجتماعی روستا، میان «نسق‌داران» و «خوش‌نشین‌ها» تمایزی حیاتی قائل می‌شود؛ اولی‌ها کسانی بودند که با دریافت قطعات کوچک زمین (که غالبا به دلیل خرد‌شدن، توجیه اقتصادی نداشتند) به خرده‌مالکانی وابسته تبدیل شدند، اما دومی‌ها یعنی کارگران بدون حق کشت، عملا از گردونه‌ی تقسیم ثروت خارج گشتند. این رانده‌شدگان که هیچ سهمی از «انقلاب شاه و مردم» نداشتند، نخستین موج عظیم مهاجرت به حاشیه‌ی شهرها را شکل دادند. نویسنده معتقد است‌ ایجاد شرکت‌های سهامی زراعی و خانه‌های فرهنگ، تلاشی بود برای تحمیل یک مدرنیته‌ی فرمایشی و از بالا به پایین که با واقعیت‌های معیشتی دهقان همخوانی نداشت. تضاد میان ذهنیت سنتی روستا و بوروکراسی خشک دولتی، باعث شد‌ دهقان نه‌تنها احساس مالکیت واقعی نکند، بلکه خود را در میانه‌ی سیستمی ببیند که زبانش را نمی‌فهمد. این تزلزل هویت به همراه شکست برنامه‌های افزایش بهره‌وری، روستا را از یک واحد تولیدی به یک مصرف‌کننده‌ی محض تبدیل کرد که برای بقا چشم به واردات و یارانه‌های دولتی دوخته بود. در انتهای این پژوهش، پیوندی ارگانیک میان شکست پروژه‌های روستایی و وقوع انفجار بزرگ سال ۱۳۵۷ برقرار می‌شود که خواننده را به بازنگری در کل تاریخ معاصر ایران وا می‌دارد. کتاب نجم‌آبادی با رویکردی انتقادی ثابت می‌کند اصلاحات ارضی، با وجود ایجاد تغییرات بازگشت‌ناپذیر در ساختار مالکیت، عملا لشکری از بیکاران و حاشیه‌نشینان را تولید کرد که چند سال بعد، بدنه‌ی اصلی معترضان شهری را ساختند. او به‌درستی اشاره می‌کند‌ دولت با ویران‌کردن اقتدار محلی مالکان، میانجی‌های سنتی را از میان برد و خود را مستقیما در برابر توده‌ی مردمی قرار داد که حالا با انتظارات برآورده‌نشده و فقر ساختاری روبه‌رو بودند. کتاب «اصلاحات ارضی و تغییرات اجتماعی در ایران» فقط یک گزارش اقتصادی سرد نیست، بلکه روایت یک گسست تاریخی است که در آن، سنت با زور چکمه‌های نوسازی کنار زده شد، اما مدرنیته‌ی جایگزین هرگز نتوانست ریشه‌های خود را در زمین واقعیت محکم کند.

بیدگل
9786223131929
۱۴۰۵
۳۰۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های افسانه نجم آبادی
اتوبیوگرافی‌ زنان در ایران معاصر
اتوبیوگرافی‌ زنان در ایران معاصر در کتاب «اتوبیوگرافی زنان در ایران معاصر» نوشته افسانه نجم آبادی، شاهد تلاشی شجاعانه برای افشای داستان‌های نهان و پیچیده زنانی هستیم که در سایه تغییرات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران معاصر زندگی کرده‌اند. این اثر پژوهشی و در عین حال ادبی، نمایانگر تلاقی خاطرات شخصی با تحولات تاریخی است و با نگاهی همدلانه به بررسی زندگی‌های متفاوت زنان پرداخته ...
مشاهده تمام رمان های افسانه نجم آبادی
مجموعه‌ها