فرگشت و سرنوشت بشر

(Evolution and the Fate of Humankind)

«فرگشت و سرنوشت بشر» اثر پیتر ای. کورنینگ، کتابی چندرشته‌ای در مرز زیست‌شناسی تکاملی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و نظریه سیستم‌های پیچیده است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. کورنینگ در این اثر می‌کوشد یکی از برداشت‌های جاافتاده اما تقلیل‌گرایانه از تکامل را به چالش بکشد؛ برداشتی که نظریه داروین را عمدتا با رقابت بی‌رحمانه، بقای قوی‌ترین و خودخواهی ژنتیکی یکی می‌گیرد. ایده مرکزی کتاب این است که موتور اصلی بسیاری از جهش‌های تکاملی، نه صرفا رقابت، بلکه همکاری و ایجاد مزیت‌های هم‌افزا بوده است؛ یعنی وضعیتی که در آن یک کل سازمان‌یافته، توانایی‌ها و کارکردهایی پیدا می‌کند که اجزای آن به‌تنهایی فاقد آن هستند. از نظر کورنینگ، انتخاب طبیعی فقط بر موجودات منفرد یا ژن‌ها عمل نمی‌کند، بلکه بر پیامدهای مفید و بقابخش روابط، سازمان‌یافتگی‌ها و همکاری‌ها نیز اثر می‌گذارد. هسته نظری کتاب بر چیزی استوار است که نویسنده آن را «فرضیه هم‌افزایی» می‌نامد. بر اساس این فرضیه، هر جا همکاری میان اجزا یا موجودات زنده مزیتی واقعی در بقا، تولیدمثل، دفاع، تغذیه یا سازگاری ایجاد کند، همان مزیت می‌تواند موضوع انتخاب طبیعی قرار گیرد. به بیان دیگر، انتخاب در طبیعت تنها انتخاب فردی نیست، بلکه انتخاب پیامدهای کارآمدی است که از پیوند و هماهنگی میان اجزا پدید می‌آید. کورنینگ برای روشن کردن این دیدگاه، از نمونه‌های فراوانی در سطوح مختلف حیات استفاده می‌کند: از همکاری میان مولکول‌ها و پیدایش سلول‌های پیچیده گرفته تا همزیستی موجودات، تقسیم کار در ارگانیسم‌های چندسلولی، شکار گروهی در جانوران و شکل‌گیری ساختارهای اجتماعی در انسان. یکی از بخش‌های مهم کتاب، ردیابی تاریخ حیات از منظر افزایش پیچیدگی است. کورنینگ استدلال می‌کند که در هر مرحله مهم از تکامل، از ظهور یوکاریوت‌ها تا پیدایش جوامع انسانی، نوعی سازمان‌یافتگی مشارکتی ظهور کرده که سطح تازه‌ای از قابلیت و کارآمدی را ممکن ساخته است. این دیدگاه در برابر روایتی قرار می‌گیرد که پیچیدگی زیستی و اجتماعی را تنها محصول انباشت تصادفی جهش‌ها و رقابت می‌داند. نویسنده نمی‌خواهد نقش رقابت را انکار کند، بلکه تأکید دارد که رقابت فقط نیمی از داستان است و بدون فهم نقش همکاری، تصویر ما از طبیعت ناقص می‌ماند. کورنینگ همچنین بر عاملیت موجودات زنده و به‌ویژه انسان تأکید می‌کند. او برخلاف خوانش‌های مکانیکی از تکامل، می‌گوید جانداران ماشین‌های منفعل ژنتیکی نیستند، بلکه از طریق رفتار، یادگیری، نوآوری و انتخاب‌های مشارکتی خود بر مسیر تکامل اثر می‌گذارند. در اینجا مفهوم غایت‌مندی کارکردی یا تله‌اونومی اهمیت پیدا می‌کند: موجودات زنده برای حل مسائل بقا عمل می‌کنند و این رفتارها می‌توانند به شکل‌گیری مسیرهای نوین تکاملی بینجامند. به‌ویژه در مورد انسان، فرهنگ، فناوری، اخلاق و نهادهای اجتماعی به بخشی از این فرایند تبدیل می‌شوند. بخش پایانی کتاب بعدی آشکارا هنجاری و سیاسی پیدا می‌کند. نویسنده بحران‌های بزرگ جهان معاصر، از تغییرات اقلیمی و تخریب زیست‌بوم‌ها تا نابرابری‌های شدید اقتصادی و خطر جنگ‌های ویرانگر، را نشانه شکست الگوهای صرفا رقابتی می‌داند. از نظر او، اگر همکاری موتور رشد نوع انسان بوده، آینده ما نیز به توانایی‌مان برای ساختن شکل‌های گسترده‌تر و آگاهانه‌تر همکاری وابسته است. به همین دلیل، کورنینگ از نوعی جامعه جهانی هم‌افزا سخن می‌گوید که در آن منافع بلندمدت جمعی، مسئولیت زیست‌محیطی و شکل‌های مشارکتی‌تر حکمرانی بر منطق سودجویی کوتاه‌مدت غلبه کنند. نقطه قوت اصلی «فرگشت و سرنوشت بشر» در رویکرد یکپارچه و بلندپروازانه آن است. کتاب از زیست‌شناسی تا اقتصاد و سیاست را در یک چارچوب مفهومی گرد می‌آورد و پاسخی علمی به بدبینی‌هایی می‌دهد که انسان را ذاتا فقط خودخواه و ستیزه‌جو می‌بینند. با این حال، برخی پیشنهادهای پایانی آن درباره حکمرانی جهانی ممکن است برای خوانندگان واقع‌گرا آرمان‌گرایانه جلوه کند و تکرار برخی مفاهیم در طول کتاب نیز محسوس است. در مجموع، این اثر دعوتی جدی به بازاندیشی در خود مفهوم تکامل است: طبیعت فقط میدان تنازع نیست، بلکه عرصه آفرینش از دل همکاری نیز هست.

طرح نو
9789644893124
۱۴۰۵
۱۳۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول