سیاهکل

(Siahkol)

در پایان نمایش یکی از دو عاشق جدامانده خواهد گفت: «تاریخ داشت جرم خودش رو در زمان فرومی‌کرد و در همین گرانش تاریخ بود که زمان تغییر شکل می‌داد و ما رو پس‌وپیش می‌کرد. نه ما قرار نبود اون شب اصلا به هم برسیم. اما اونچه مانع اتصال ما می‌شد، زمان امکانی نبود، تاریخ امکانی بود.» و بدین‌ترتیب در تاریخی امکانی، از مکاشفات اشعیای نبی تا ترانه‌های آخرالزمانی پینک‌فلوید در زمانی مشخص و مکانی منحصر احضار می‌شوند. این عاشقانه‌ای است که با تاریخ تصادم پیدا کرده و ناخواسته در مدار گرانش آن قرار گرفته است.

بیدگل
9786223131172
۱۴۰۵
۸۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمد رضایی راد
حفره
حفره در انبوهه ی کتاب ها و خاطره نگاری های ما، در میان خیل عظیم نوشته هایی که جنگ را مقدس و خواستنی دیدند و عاشقانه در آغوش کشیده و عرضه اش کردند، در هیاهو و سروصدای کرکننده ی مدعیان نویسندگی که این مهم را درنیافتند که مقدّس ترین جنگ های تاریخ، همانا ویرانگرترین هایشان بوده اند، نام های کمی برابر ...
مشاهده تمام رمان های محمد رضایی راد
مجموعه‌ها