«هرمنوتیک ملاصدرا» نوشته محمد رستم، اثری پژوهشی و عمیق در حوزه فلسفه اسلامی، تفسیر قرآن و ملاصدراآگاهی است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این کتاب با تمرکز بر تفسیر ملاصدرا بر سوره فاتحه، تصویری متفاوت از صدرالمتألهین ارائه میدهد؛ تصویری که او را نه فقط به عنوان فیلسوفی نظامساز، بلکه به عنوان حکیمی مفسر و متفکری متنمحور نشان میدهد. ایده اصلی کتاب این است که در اندیشه ملاصدرا، میان عقل فلسفی و وحی قرآنی جدایی بنیادین وجود ندارد. فلسفه در اینجا صرفا ابزاری برای دفاع از دین یا توضیح بیرونی آموزههای دینی نیست، بلکه راهی برای نفوذ به لایههای عمیقتر وحی و فهم معنای باطنی آن است. محمد رستم میکوشد نشان دهد که هستیشناسی صدرایی بر محور رحمت الهی بنا شده و تمام عالم، از اصل وجود تا فرجام نهایی موجودات، در پرتو همین رحمت فهمیده میشود. کتاب در ساختاری منظم، نخست به روششناسی معرفت در حکمت متعالیه میپردازد. رستم توضیح میدهد که ملاصدرا سه منبع بنیادین معرفت، یعنی برهان عقلی، کشف عرفانی و وحی قرآنی را در برابر یکدیگر قرار نمیدهد، بلکه آنها را مراتب و راههای گوناگون دسترسی به حقیقت واحد میداند. در این نگاه، قرآن فقط متنی برای قرائت ظاهری نیست، بلکه عالمی معنایی دارد که با ساختار خود هستی هماهنگ است. همانگونه که وجود دارای مراتب است، کلام الهی نیز ظاهر، باطن و لایههای گوناگون معنا دارد. بنابراین مفسر حقیقی کسی است که هم با زبان وحی آشنا باشد، هم توان فلسفی برای فهم مراتب وجود داشته باشد و هم از سلوک معنوی بیبهره نباشد. در بخش اصلی کتاب، نویسنده به تفسیر ملاصدرا از سوره فاتحه و بهویژه دو نام رحمان و رحیم میپردازد. از دید ملاصدرا، وجود عین خیر است و همین موجود بودن، نخستین جلوه رحمت الهی به شمار میآید. هیچ موجودی پیش از آنکه بهرهای از رحمت برده باشد، پا به عرصه هستی نمیگذارد. رستم در اینجا تمایز مهم میان رحمت رحمانیه و رحمت رحیمیه را توضیح میدهد: رحمت رحمانیه رحمتی فراگیر و تکوینی است که همه موجودات را دربرمیگیرد، در حالی که رحمت رحیمیه به کمال، هدایت و بازگشت آگاهانه موجودات به سوی خداوند مربوط میشود. این تحلیل نشان میدهد که در دستگاه فکری ملاصدرا، عالم نه صحنهای بیمعنا یا صرفا محل آزمون و کیفر، بلکه تجلی پیوسته فیض، خیر و رحمت است. اوج کتاب در بحث معادشناسی و فرجام جهان آشکار میشود. محمد رستم نشان میدهد که اصل غلبه رحمت بر غضب، در اندیشه ملاصدرا پیامدهای بسیار مهمی دارد. اگر رحمت الهی همه چیز را فرا گرفته و غضب امری عارضی، محدود و تابع شرایط خاص است، آنگاه عذاب نمیتواند معنایی انتقامجویانه و ابدی به معنای مطلق داشته باشد. ملاصدرا با تکیه بر مبانی فلسفی، عرفانی و تفسیری خود، جهنم را بیشتر به منزله مرحلهای پاککننده و درمانی میفهمد؛ جایی که نفس از آثار تاریک و ناسازگار خود عبور میکند. در نهایت، با زوال این عوارض، امکان شمول رحمت عام الهی بر همه موجودات مطرح میشود؛ دیدگاهی که به نظریه انقطاع عذاب نزدیک است و بعد انسانی و عرفانی اندیشه صدرایی را برجسته میکند. نقطه قوت مهم «هرمنوتیک ملاصدرا» این است که اهمیت آثار تفسیری ملاصدرا را در کنار آثار فلسفی مشهور او نشان میدهد و خواننده را از تمرکز صرف بر کتابهایی مانند اسفار فراتر میبرد. تسلط نویسنده بر متون عربی، فلسفه اسلامی، عرفان ابنعربی و کلام اسلامی نیز به اثر اعتباری جدی بخشیده است. با این حال، کتاب برای خواننده کاملا مبتدی آسان نیست و تمرکز آن بر تفسیر سوره فاتحه، هرچند عمق تحلیل را افزایش داده، دامنه بررسی را محدود کرده است. در مجموع، این اثر نشان میدهد که حکمت متعالیه در ژرفترین لایه خود، فلسفهای درباره رحمت، بازگشت و معنای هستی است. محمد رستم با دقت نشان میدهد که برای ملاصدرا، عقل و وحی دو زبان متفاوت برای بیان حقیقتی واحدند: اینکه آغاز و انجام عالم در رحمت الهی ریشه دارد و سرنوشت نهایی هستی، بازگشت به همان رحمت بیکران است.