سوگ سیاوش

(Sorrow of Siavash)

"سوگ سیاوش" اثری "در مرگ و رستاخیز" است از "شاهرخ مسکوب" که یکی از فاخرانه ترین آثار نوشته شده درباره ی این داستان محبوب شاهنامه را ارائه می کند. "شاهرخ مسکوب" مثل همیشه گنجینه ای از تحقیق و پژوهش فراهم ساخته که گوهر ادب از آن سرازیر است. علاوه بر زیبایی های ادبی و پژوهشی کتاب "سوگ سیاوش"، تحلیل های عمیق و فلسفی وی از اساطیر و شخصبت های افسانه ای و حماسی ایران کهن نیز امتیاز مثبت این کتاب محسوب می شود. اثر شامل مقدمه ای است که در آن "شاهرخ مسکوب" به اختصار داستان "سوگ سیاوش" را بازگو می نماید؛ پس از آن سه بخش اصلی کتاب با عنوان های "غروب" و "شب" و "طلوع" قرار گرفته است. در بخش نخست اثر با عنوان "غروب" نویسنده ضمن ارائه ی اطلاعات مختصری از اسطوره های کهن ایران، شرح پیدایش جهان و انسان و جدال نیک و بد، داستان سیاوش را شروع می کند. سیاوش همان مرد بلندرفتار و باوقار است که خواهان مرگ نیست اما وقتی مرگ به او تحمیل می شود، چنان رفتار آزادانه ای از خود نشان می دهد که برای همیشه به چهره ای ماندگار و مثال زدنی از یک شهید واقعی بدل می شود. بخش دوم کتاب "سوگ سیاوش" که "شب" نام دارد، بررسی رویکرد شخصیت هایی همچون کاووس و سودابه و افراسیاب و گرسیوز است که در مقابل مرگ ، به هر نحوی، قادر به تصمیم گیری نیستند. در نهایت بخش سوم اثر با عنوان "طلوع"، انسانی است که با مرگ به صورت فاعلانه ای برخورد می کند و اراده ی خود را به رخ آن می کشد و این فرد کیخسرو، فرزند سیاوش است.

گستره
9786006069999
۱۴۰۵
۱۷۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
شاهرخ مسکوب
صفحه نویسنده شاهرخ مسکوب
۳ رمان شاهرخ مسكوب متولد 1304 شمسی بابل. دوره ابتدائی را در مدرسه علميه پشت مسجد سپه‌سالار تهران گذراند. از كلاس پنجم ابتدائی مطالعه رمان و آثار ادبی را شروع كرد. سپس در اصفهان تحصيل كرد و در سال 1324 به تهران بازگشت و در دانشكده حقوق دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت.

نخستين نوشته‌هايش را در سال 1326 با عنوان تفسير اخبار خارجی در روزنامه قيام ايران به چاپ رساند. از سال 1336 به تحقيق در زمينه فرهنگ و ادبيات روی ...
دیگر رمان‌های شاهرخ مسکوب
سفر در خواب
سفر در خواب به مرغی می‌مانم که در ته آسمان ناگهان بال‌هایش بریزد و در میان ستارگان، آویخته به تاریکی حیران بماند. دیگر نمی‌دانم دستواره در دست کیست اما می‌بینم که هر چه فروتر می‌رود به جایی گیر نمی‌کند، ژرفای آب پایان ندارد. می‌خواهم چیزی بپرسم نمی‌توانم. راهنمای روزگاردیده فکر مرا می‌خواند و جواب‌هایش را مثل سرمای بی‌زبان زمستان در من می‌دمد. پیش ...
سفر در خواب
سفر در خواب به مرغی می‌مانم که در ته آسمان ناگهان بال‌هایش بریزد و در میان ستارگان، آویخته به تاریکی حیران بماند. دیگر نمی‌دانم دستواره در دست کیست اما می‌بینم که هر چه فروتر می‌رود به جایی گیر نمی‌کند، ژرفای آب پایان ندارد. می‌خواهم چیزی بپرسم نمی‌توانم. راهنمای روزگاردیده فکر مرا می‌خواند و جواب‌هایش را مثل سرمای بی‌زبان زمستان در من می‌دمد. پیش ...
مشاهده تمام رمان های شاهرخ مسکوب
مجموعه‌ها