سایه لبخند تو

(The Shadow of Your Smile)

در رمان سایه لبخند تو الیویا مارو در 82 سالگی و وضعیت بد جسمانی باید تصمیم مهم و سرنوشت سازی بگیرد: او می تواند یک راز خانوادگی ویرانگر را فاش کند و یا این که آن را با خود به گور ببرد. الیویا، نامه هایی از دخترعمویش کاترین در اختیار دارد. کاترین، راهبه ای بود که اکنون فوت کرده است و کلیسای کاتولیک قصد دارد او را قدیسه اعلام کند. در نامه ها، مدارکی وجود دارد مبنی بر این که کاترین در 17 سالگی پسری را به دنیا آورد اما خودش او را نگه نداشت. مرد جوانی که پسر کاترین را به فرزندخواندگی قبول کرد، الکس گانن نام داشت و با گذشت زمان، به پزشک و دانشمندی با شهرت جهانی تبدیل شد. حالا مونیکا فارل، نوه ی آن ها، وارث حقیقی ثروت گانن است اما آن هایی که مشغول به یغما بردن ثروت گانن هستند، برای ساکت کردن الیویا و بی خبر نگه داشتن مونیکا حاضرند دست به هر کاری بزنند، حتی قتل.

لیوسا
9786005138375
۱۳۹۰
۴۰۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
مری هیگینز کلارک
صفحه نویسنده مری هیگینز کلارک
۳۶ رمان مری هیگینز کلارک، نویسنده آمریکایی رمان‌های تعلیق و جنایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در برانکس نیویورک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با کار رسانه‌ای، زندگی خانوادگی و نوشتن داستان‌های پرتعلیق شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های ...
دیگر رمان‌های مری هیگینز کلارک
تو مال منی
تو مال منی مفقود شدن بی‌توضیح زنان: موضوعی جالب برای سوزان چندلر که روان درمانگر است و مجری یک برنامه‌ی رادیویی در نیویورک. وقتی او در رادیو مورد رجینا کلوزن را که هرگز از سفری دریایی بازنگشت، مطرح‌ می‌کند، شنوندگان تماس می‌گیرند. یکی از آنان با مردی در کشتی آشنا شده که عین همان انگشتری را که در وسایل رجینا پیدا کردند، به ...
سانتا کروز
سانتا کروز یک طرفدار داستان‌های معمایی وحشت‌زده قسم می‌خورد که روح نویسنده مشهوری را در کلیسای کشتی رویال مرمید دیده است. دو لباس بابانوئل از انباری قفل شده کشتی ناپدید می‌شود. در درمانگاه کشتی کسی قصد جان مسافری به نظر ناتوان را می‌کند. همان‌طور که رویال مرمید با مشکلاتش در دریا شناور بود، آلویرا، ریگان و جک معماهایی را کشف می‌کنند که آنها را به ...
فریادی در شب
فریادی در شب
تو مهتاب شوی
تو مهتاب شوی
شب هنگام زمان من است
شب هنگام زمان من است تعریف جغد همیشه به او احساسی خوشایند می‌داد؛ پرنده‌ی شب، شکارچی شب، با چنگالهایی تیز و پرهایی نرم که هنگام پرواز هیچ صدایی ایجاد نمی‌کرد. تمثیلی مناسب برای فردی با عادتهای شبانه. او بعد از انتخاب شکارش، با خود می‌گفت: “من جغدم و شب هنگام زمان من است.“ دانشجویان فرهنگستان استون کرافت، در بیستمین گردهمایی فارغ‌التحصیلی شرکت می‌کنند تا این مراسم ...
مشاهده تمام رمان های مری هیگینز کلارک
مجموعه‌ها