سایه لبخند تو

(The Shadow of Your Smile)

در رمان سایه لبخند تو الیویا مارو در 82 سالگی و وضعیت بد جسمانی باید تصمیم مهم و سرنوشت سازی بگیرد: او می تواند یک راز خانوادگی ویرانگر را فاش کند و یا این که آن را با خود به گور ببرد. الیویا، نامه هایی از دخترعمویش کاترین در اختیار دارد. کاترین، راهبه ای بود که اکنون فوت کرده است و کلیسای کاتولیک قصد دارد او را قدیسه اعلام کند. در نامه ها، مدارکی وجود دارد مبنی بر این که کاترین در 17 سالگی پسری را به دنیا آورد اما خودش او را نگه نداشت. مرد جوانی که پسر کاترین را به فرزندخواندگی قبول کرد، الکس گانن نام داشت و با گذشت زمان، به پزشک و دانشمندی با شهرت جهانی تبدیل شد. حالا مونیکا فارل، نوه ی آن ها، وارث حقیقی ثروت گانن است اما آن هایی که مشغول به یغما بردن ثروت گانن هستند، برای ساکت کردن الیویا و بی خبر نگه داشتن مونیکا حاضرند دست به هر کاری بزنند، حتی قتل.

لیوسا
9786005138375
۱۳۹۰
۴۰۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
مری هیگینز کلارک
صفحه نویسنده مری هیگینز کلارک
۳۵ رمان مری هیگینز کلارک، نویسنده آمریکایی رمان‌های تعلیق و جنایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در برانکس نیویورک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با کار رسانه‌ای، زندگی خانوادگی و نوشتن داستان‌های پرتعلیق شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های ...
دیگر رمان‌های مری هیگینز کلارک
تو را با تمام وجود احساس می‌کنم
تو را با تمام وجود احساس می‌کنم هنگامی که شوهر لوری موران به طرزی وحشیانه به قتل رسید، تنها پسر سه ساله‌شان تیمی چهره‌ی قاتل پدرش را دید. پنج سال بعد هنوز هم چشمان آبی رنگ و نافذ قاتل در رویاهای تیمی وجود داشت؛ در رویاهای لوری نیز همین طور. او اغلب در این فکر بود که چگونه قاتل هنگام فرار پسر او را تهدید کرده و گفته ...
پدر به شکار رفته
پدر به شکار رفته ماری هیگینز کلارک در آخرین رمان خود از رازی خانوادگی پرده برمی‌دارد که جان دو خواهر خانواده را تهدید می‌کند. هنگامی که کارگاه بازساخت عتیقه پس از انفجاری مهیب در آتش می‌سوزد و با خاک یکسان می‌شود، موجبات کشفی تکان دهنده درباره‌ی دختری جوان را که سال‌ها پیش ناپدید شده بود، فراهم می‌آورد و سوالات زیادی را مطرح می‌کند... آیا حریق عمدی ...
تو مهتاب شوی
تو مهتاب شوی
بگذار تو را معشوقم بنامم
بگذار تو را معشوقم بنامم کری مک گراث به فاصله‌ی دو هفته، دو بار با منظره‌ای هولناک روبرو می‌شود: دکتر اسمیت، جراح پلاستیک، بیماران خود را به شکل زن جوانی درمی‌آورد که چندین سال پیش به قتل رسیده‌اند. کری بخوبی آن زن زیبا و جوان را که سوزان نام داشت، به خاطر می‌آورد: در آن زمان که شوهر زن محکوم شد، او نماینده‌ی دادستان بود ... اما ...
هیچ جایی مثل خانه نیست
هیچ جایی مثل خانه نیست نشانه‌های زیادی وجود دارد که هویت سلیا در جامعه حقیقی است. زمانی که جورجت گرو، همان مشاور املاکی که خانه را به آلکس فروخت، به طرز فجیعی به قتل رسید، سلیا به عنوان اولین فرد حاضر در صحنه جنایت تبدیل به یک مظنون شد. در همان حالی که سلیا برای اثبات بی‌گناهی‌اش مبارزه می کرد، غافل از این بود که او ...
مشاهده تمام رمان های مری هیگینز کلارک
مجموعه‌ها