ظهور هانیبال

(Hannibal Rising)

کتاب «ظهور هانیبال» رمانی نوشته «توماس هریس» است که اولین بار در سال 2006 منتشر شد. «هریس» در این داستان درباره خاستگاه های شخصیت شرور تاریک اما جذاب خود، دوباره به سراغ معروف ترین کاراکتر آدمخوار در ادبیات داستانی—«هانیبال لکتر»—رفته است. «لکتر» که در زمان جنگ جهانی دوم از خانواده و خانه نیاکانش در لتونی دور افتاده، قتل فجیع خواهرش «میشا» را به چشم می بیند؛ اتفاقی که تأثیر زیادی بر شکل گیری رفتارهای مرگبار او در آینده دارد. مخاطبین از طریق آشنایی با دوران کودکی و نوجوانی «لکتر» درمی یابند که او چگونه به مردی بادانش و علاقه مند به فرهنگ—و همینطور قاتلی بی رحم و ترسناک—تبدیل شد.

دایره
9786005722499
۱۴۰۱
۳۶۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
توماس هریس
صفحه نویسنده توماس هریس
۶ رمان توماس هریس نویسنده آمریکایی است که بیشتر با رمان‌های جنایی و شخصیت هانیبال لکتر شناخته می‌شود. او در میسیسیپی زاده شد و پیش از نویسندگی، در روزنامه‌نگاری فعالیت داشت. تجربه خبر و جنایت، بعدها به دقت سرد و پرتنش رمان‌هایش راه پیدا کرد. کتاب‌هایی مانند «اژدهای سرخ»، «سکوت بره‌ها» و «هانیبال» از آثار مشهور او هستند. این رمان‌ها در ادبیات جنایی و فرهنگ عامه اثر زیادی گذاشتند. هریس استاد ساختن تعلیق روانی است. او جنایت را فقط حادثه بیرونی نمی‌بیند؛ ذهن مجرم، ترس ...
دیگر رمان‌های توماس هریس
سکوت بره‌ها
سکوت بره‌ها کتاب حاضر، که پس از انتشار، در آمریکا و سایر کشورها با استقبال و تحسین اغلب منتقدان و روزنامه‌ها و مجلات روبه‌رو گردید، بر پایه واقعه‌ای حقیقی نگاشته شده است. نویسنده به هیچ‌رو قصد خلق اثری جنایی و پلیسی به روان معمول نداشته، سعی نموده است که رویدادها را با دیدی روان‌شناختی و با بهره‌گیری از علوم رفتاری مورد بررسی ...
کری مورا
کری مورا کتاب «کری مورا» رمانی نوشته «توماس هریس» است که اولین بار در سال 2019 به انتشار رسید. «هریس» در نخستین رمان خود در 44 سال گذشته که «هانیبال لکتر» را در مرکز توجه خود قرار نمی دهد، یک شخصیت شرور جدید را به مخاطبین معرفی می کند: قاتلی به نام «هانس-پیتر اشنایدر» که خانه ای را در ساحل «میامی» اجاره ...
هانیبال
هانیبال ـ من تو را با باقیمانده پدرت تنها می‌گذارم، کلاریس. هر چقدر اشک بریزی و یا ضجه بزنی از او صدائی بلند نخواهد شد. آنچه که باید از پدرت داشته باشی این نیست که روی تختت ریخته، بلکه آن چیزی است که باید در کله‌ات باشد. وقتی خواستی بیرون بیائی فقط خاطرات خوب او را با خودت بیاور.
هانیبال
هانیبال ـ من تو را با باقیمانده پدرت تنها می‌گذارم، کلاریس. هر چقدر اشک بریزی و یا ضجه بزنی از او صدائی بلند نخواهد شد. آنچه که باید از پدرت داشته باشی این نیست که روی تختت ریخته، بلکه آن چیزی است که باید در کله‌ات باشد. وقتی خواستی بیرون بیائی فقط خاطرات خوب او را با خودت بیاور.
مشاهده تمام رمان های توماس هریس
مجموعه‌ها