«وصیتها» نوشتهی مارگارت آتوود، دنبالهای است که سالها پس از رمان مشهور «سرگذشت ندیمه» منتشر شد و با تغییر زاویه دید و گسترش جهان داستانی، به بررسی کالبدشکافی ساختارهای تمامیتخواه میپردازد. اگر رمان اول روایتی کلاستروفوبیک و عمیقا درونی از زنی در بند بود، «وصیتها» با بهرهگیری از سه صدای روایی متمایز، به تحلیل سازوکار قدرت، فساد درونی و شیوههای فروپاشی سیستمهای استبدادی از درون میپردازد. آتوود در این اثر نشان میدهد که چگونه یک نظام مبتنی بر سرکوب مطلق، حتی با وجود کنترلهای شدید، در نهایت قربانی تضادهای داخلی و میل ذاتی انسان به آزادی میشود. داستان حدود ۱۵ سال پس از وقایع رمان اول در گیلیاد جریان دارد. شخصیتهای اصلی روایت، سه زن هستند که در ظاهر در سطوح مختلفی از این ساختار جای دارند اما سرنوشتشان به هم گره میخورد. نخست، عمه لیدیا که معمار و مجری اصلی سرکوب در گیلعاد بوده است، اکنون به عنوان یک استراتژیست مخفی تلاش میکند با استفاده از اطلاعاتی که طی سالها گردآوری کرده، ضربهای مهلک به ارکان این نظام وارد کند. او پیچیدهترین شخصیت کتاب است که پارادایم «همدستی در ظلم» برای بقا را به چالش میکشد. دوم، اگنس جمیما است که به عنوان دختر یک فرمانده در گیلعاد بزرگ شده و از طریق کشف هویت واقعیاش، بیداری درونی و شورش آرام خود را آغاز میکند. سوم، دیزی یا همان نیکول که در کانادای آزاد رشد کرده و به عنوان نمادی سیاسی میان دو جبهه شناخته میشود. تقاطع مسیر این سه نفر، بستری برای روایت یک تریلر جاسوسی و سیاسی فراهم میآورد. یکی از نقاط قوت برجسته کتاب، بازتعریف شخصیت عمه لیدیا است. آتوود موفق میشود او را از یک شرور تکبعدی به یک شخصیت خاکستری، هوشمند و ماکیاولیست تبدیل کند که نماد دقیق روانشناسی قدرت است. برخلاف رمان اول که بر فضای وحشتآور فردی متمرکز بود، این اثر با گسترش جهانسازی، پاسخهای دقیقی به پیچیدگیهای سیاسی و اداری گیلیاد میدهد. ریتم روایت نیز به لطف فضای جاسوسی و معماییاش، بسیار پرشتابتر از اثر پیشین است و مخاطب را تا صفحات پایانی درگیر نگه میدارد. این تغییر لحن از یک رمان روانشناختی به یک تریلر سیاسی، گرچه نشاندهندهی توانایی نویسنده در تنوع سبک است، اما برای برخی طرفداران فضای سنگین و ابهامگونهی اثر نخست، تغییری محسوس محسوب میشود. با این وجود، کتاب با نقدهایی نیز روبهرو است. پایانبندی «وصیتها» در مقایسه با پایان باز و هنرمندانهی «سرگذشت ندیمه»، تا حدی سرراست و بیش از اندازه منظم به نظر میرسد. در برخی بخشها، گرهگشاییهای داستانی به نوعی «زره داستانی» برای قهرمانان متکی است که تا حدی از تنش دراماتیک موجود در ساختار پادآرمانشهری میکاهد. با این همه، کتاب در مجموع موفق میشود به پرسشهای وجودی و ساختاری رمان پیشین پاسخ دهد. «وصیتها» یک کالبدشکافی ادبی از پایان یک توهم تمامیتخواه است. آتوود با این اثر ثابت میکند که حتی مستحکمترین ساختارهای کنترل مطلق، به دلیل فساد نهادینه، تضادهای درونی و مقاومت انسانی، از درون پوسیده و فرو میپاشند. این کتاب یک مکمل ارزشمند و یک پیروزی روایی در ادبیات پادآرمانشهری مدرن است که نه تنها به سرنوشت قهرمانان قبلی میپردازد، بلکه ماهیت قدرت، انتخاب و تقابل میان عدالت و قانون را در بستری تاریخی و سیاسی بهخوبی واکاوی میکند. این اثر برای کسانی که به دنبال درک پیچیدگیهای سیاسی در کنار تحلیلهای روانشناختی از سرکوب هستند، منبعی غنی و تأملبرانگیز است.