کتاب «سربازان ساسانی در جامعه اسلامی؛ خاستگاههای عیاری و فتوت» نوشته محسن ذاکری، پژوهشی دقیق و تحلیلی در حوزه تاریخ اجتماعی و نظامی ایران در دوران گذار از ساسانیان به اسلام است. نویسنده که تحصیلات خود را در رشته تاریخ از دانشگاه یوتای آمریکا به پایان رسانده و سابقه پژوهش در مرکز مطالعات ایران و اسلام دانشگاه بوخوم آلمان را دارد، در این اثر تلاش کرده تا به یکی از پرسشهای دیرینه تاریخ اجتماعی ایران پاسخ دهد: عیاران و پیروان فتوت در جامعه اسلامی از کجا برخاستهاند؟ ذاکری با طرح این فرضیه که عیاران شناختهشده در دورههای نخستین اسلامی، در واقع بازماندگان نخبگان نظامی ساسانی بودهاند، به سراغ منابع تاریخی، اجتماعی و ادبی رفته تا پیوند میان اسواران، یعنی سوارهنظام زبدهی ساسانی، و فرهنگ فتوت و عیاری را نشان دهد. او معتقد است که علیرغم پژوهشهای متعدد در حوزه فتوت، هنوز خاستگاه واقعی این فرهنگ روشن نشده و کتاب حاضر تلاشی است در جهت پرکردن این خلأ. کتاب از چهار فصل اصلی تشکیل شده است. در فصل نخست، مقدمهای برای ورود به بحث ارائه میشود. فصل دوم به بررسی ساختار اجتماعی اواخر دوره ساسانی میپردازد؛ از جمله سوالات محوری این فصل آن است که آیا میتوان شاهنشاهی ساسانی را دارای ساختار فئودالی دانست؟ نویسنده در ادامه، طبقه «آزادان» یا خردهمالکان را معرفی میکند و جایگاه آنها را در ساختار نظامی و اداری بررسی میکند. در همین فصل، از گروههایی چون بندگان، سرهنگان، ایاران و اسواران نیز سخن به میان میآید که در دربار پادشاه و نبردها نقش مهمی ایفا میکردند. در فصل سوم، تحولات این طبقات در جامعه اسلامی مورد توجه قرار میگیرد. ذاکری بهویژه بر نقش اسواران در شهرهای مهمی چون بصره، کوفه و شام تمرکز میکند و چگونگی ادغام آنها در ساختار نظامی و اجتماعی خلافت اسلامی را مورد کندوکاو قرار میدهد. در این فصل، از واژگانی چون «موالی»، «احامره» و «ابناء» استفاده شده که بیانگر گروههایی ایرانیتبار در جامعه عربی-اسلامی هستند. برای نمونه، اشاره به اسوارانی که در بصره و کوفه ساکن شدند و با پذیرش اسلام، تحت شرایطی ویژه در ساختار قدرت ادغام شدند، نشاندهنده تداوم نقش آنها در دوره جدید است. فصل چهارم به بررسی تحولات فکری و ادبی مرتبط با فتوت اختصاص دارد. ذاکری در این بخش، پیوند میان اندیشههایی چون شعوبیه، آزادگی و فتوت را بررسی میکند. همچنین مفاهیمی مانند «قدریه» و «اسواریه» بهعنوان جریانهایی کلامی و اجتماعی که متأثر از همان ریشههای باستانی بودند، تحلیل میشوند. در بخشهایی از کتاب، نویسنده با استناد به منابعی چون بلاذری، به کاربرد اصطلاحاتی مانند «حمراء» اشاره میکند که عربها برای نامگذاری ایرانیان، بهویژه اسواران بهکار میبردند. این گروهها که در قزوین، بصره و کوفه ساکن شدند، در منابع اسلامی با عنوانهایی مانند شوالیههای ایرانی شناخته شدهاند. « سربازان ساسانی در جامعه اسلامی» کتابی است که با پژوهشی منسجم، پیوند میان گذشته ساسانی و فرهنگ اجتماعی اسلامی را آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه عناصر نظامی، فرهنگی و طبقاتی ایران باستان، در شکلگیری نهادهایی مانند عیاری و فتوت در بستر تمدن اسلامی ادامه یافتند.