کتاب «جنبش امل؛ آغاز مقاومت»، هفدهمین جلد از مجموعهی «پرتوها»، به یکی از مهمترین یادگارهای عملی و فکری امام موسی صدر میپردازد: تأسیس اولین گروه مقاومت شیعی در لبنان. این اثر، که برگرفته از سخنرانیها، بیانیهها و اسناد بنیادین این جنبش است، نه تنها به چرایی و چگونگی شکلگیری «أفواج المقاومهی اللبنانیهی» (امل) میپردازد، بلکه منظومهی فکری امام صدر را در مواجهه با مسئلهی اسرائیل، دفاع از جنوب لبنان و حمایت از مقاومت فلسطین به تصویر میکشد. کتاب با تشریح زمینهی تاریخی و اجتماعی لبنان در دههی هفتاد میلادی آغاز میشود. در آن دوران، شیعیان لبنان با وجود جمعیت قابل توجه، از کمترین حقوق اجتماعی برخوردار بودند و در وضعیتی اسفناک به سر میبردند. همزمان، ناکارآمدی ارتش لبنان در برابر تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی به جنوب این کشور و درگیریهای داخلی فرقهای، امام موسی صدر را بر آن داشت تا برای دفاع از محرومان و تمامیت ارضی لبنان، یک تشکل نظامی مردمی ایجاد کند. او دفاع از سرزمین را وظیفهای همگانی میدانست و معتقد بود سلاحها باید به سوی دشمن خارجی نشانه روند، نه به سمت برادران لبنانی. این اثر به تفصیل به فرآیند تأسیس جنبش امل میپردازد؛ از آموزش مخفیانهی اولین گروهها توسط سازمان فتح فلسطین با همراهی شخصیت برجستهای چون دکتر مصطفی چمران، تا حادثهی انفجار مین در یکی از اردوگاههای آموزشی که به شهادت ۲۷ تن از اعضا انجامید و امام صدر را وادار به اعلام رسمی موجودیت جنبش در سال ۱۹۷۵ کرد. کتاب شامل بیانیهی تاریخی امام صدر در این خصوص و همچنین منشور و اساسنامهی «جنبش محرومان» است که امل، شاخهی نظامی آن محسوب میشد. بخش مهمی از این کتاب به تبیین دیدگاههای امام صدر دربارهی ماهیت اسرائیل اختصاص دارد. او همجواری با اسرائیل را خطری وجودی برای لبنان میدانست و با عباراتی قاطع، اسرائیل را «شر مطلق» توصیف میکرد. از دیدگاه او، چیرگی صهیونیستها بر قدس، مایهی خواری جهان عرب و اسلام بود و کرامت مسلمانان در گرو آزادی آن قرار داشت. این نگاه، بنیان اصلی مقاومت را تشکیل میداد و حمایت از مقاومت فلسطین را به یک اصل جداییناپذیر در اندیشهی او تبدیل کرده بود. در نهایت، «جنبش امل؛ آغاز مقاومت» نشان میدهد چگونه موسی صدر با درک کامل از شرایط سیاسی و اجتماعی زمانهی خود، توانست جنبشی مردمی را برای دفاع از کرامت انسانی و تمامیت ارضی کشورش سازماندهی کند؛ جنبشی که نه تنها جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان را ارتقا داد، بلکه زمینه را برای شکلگیری نسلهای بعدی مقاومت در لبنان فراهم آورد.