کتاب «گریز از شر» اثر ارنست بکر، در صدد است تا به بررسی دلایل فرهنگی و روانشناختی شر بپردزاد. از طرف دیگر، این کتاب که پس از مرگ ارنست بکر و در سال 1975 منتشر شد، به روشهایی میپردازد که از طریق آن انسانها با وحشت وجود فانی خود کنار میآیند. او کتاب را با این ادعا شروع می کند که محرک اصلی رفتار انسان ترس از مرگ است. او استدلال میکند که این ترس افراد را وادار میکند تا سیستمهای فرهنگی و اسطورههای قهرمانمحور خلق کنند که حس معنا و جاودانگی را به ما الغا می کنند. با این حال، این سیستمها اغلب منجر به رفتارهای مخرب و شرارتهای اجتماعی میشوند، زیرا مردم در تلاش برای دستیابی به تصویری قهرمانانه از خود هستند. این تحلیل وی مبتنی بر دریافتی دوگانه از طبیعت انسان است: میل نخستین انسان ها برای بقا و ظرفیت منحصر به فرد آنها برای نبوغ و خلاقیت است. در حالی که سایر حیوانات مطابق با نیازها و امیال غریزی عمل می کنند، انسان ها از مرگ خود، آگاهی دارند و این امر تنش عمیقی در وجود ما ایجاد می کند. این آگاهی انسان ها را به جستجوی امر متعالی از طریق نمادهای فرهنگی، روایات قهرمانمحور و جستجوی معنا سوق می دهد. با این حال بکر معتقد است که همان نبوغی که به انسان اجازه می دهد از طبیعت حیوانی خود فراتر رود، می تواند منشأ بزرگترین بدی های آنها نیز می شود. مردم در تلاش های مذبوحانه خود برای انکار مرگ و دستیابی به تصویری قهرمانانه از خود، سیستم هایی از قدرت، نابرابری و ویرانی و تخریب ایجاد می کنند که بسیار فراتر از امیال و غرایز ساده موجودات دیگر است. نویسنده تحلیل خود را به جامعه مدرن نیز تعمیم میدهد و استدلال میکند که نظامهای قهرمانی معاصر، مانند ناسیونالیسم، سرمایهداری و دستاوردهای علمی، کارکردی مشابه آیینها و ادیان باستانی دارند درباره این موضوع دارند. در فصول پایانی، بکر خواستار درک عمیق تری از ریشه های روانی و فرهنگی شر است. او از جهانی دفاع می کند که در آن ذهن های پیشرو در زمینه های مختلف با یکدیگر همکاری کنند تا دلایل ناراحتی انسان و شکست خود ساخته را آشکار کنند، نه اینکه تصویری قهرمانانه از خود ایجاد کنند.