مردی که بخت یارش بود

(The Man Who Had All the Luck)

"مردی که بخت یارش بود" نمایشنامه‌ای‌ست از نخستین تجربیات آرتور میلر، نمایشنامه‌نویس بزرگ آمریکایی، که برای نخستین بار در سال 1944 به صحنه رفت. اگرچه در زمان خود موفقیت محدودی به‌دست آورد و به‌سرعت از برنامه‌ی اجرا حذف شد، اما در گذر زمان به‌عنوان متنی تأثیرگذار در شکل‌گیری دیدگاه‌های اخلاقی، فلسفی و اجتماعی میلر شناخته شده است. این نمایشنامه به‌ویژه به دلیل مواجهه با مسائلی چون سرنوشت، مسئولیت فردی و نقد ایده‌آل آمریکایی موفقیت مورد توجه قرار گرفته است. میلر، که بعدها با شاهکارهایی چون "مرگ فروشنده" و "بوته‌ی آزمایش" جایگاه خود را در ادبیات نمایشی تثبیت کرد، در این اثر نخستین بار مضامینی را پیش می‌کشد که بعدها بارها و بارها در نوشته‌هایش تکرار و تعمیق می‌یابد. در مرکز داستان، دیوید بیوز ایستاده است؛ مردی جوان، آرام، بی‌ادعا، که در شهری کوچک در غرب میانه آمریکا زندگی می‌کند و به‌ظاهر زندگی‌اش با نوعی بخت خیره‌کننده عجین شده است. هر مانعی که بر سر راهش ظاهر می‌شود، از بحران‌های فنی گرفته تا مسائل اقتصادی و خانوادگی، بی‌آنکه تلاش چشمگیری کند، به‌سادگی از پیش پایش برداشته می‌شود. درحالی‌که اطرافیان او با شکست‌ها، محرومیت‌ها و ناکامی‌های متعدد دست‌وپنجه نرم می‌کنند، مسیر دیوید گویی از پیش نوشته و هموار شده است. اما آن‌چه در ابتدا موهبت به نظر می‌رسد، آرام‌آرام به کابوسی وجودی بدل می‌شود. دیوید قادر نیست به‌سادگی بخت خویش را بپذیرد؛ احساس می‌کند که این کامیابی، بدون دلیل و بدون تلاش به دست آمده و باید هزینه‌ای در پی داشته باشد. او نمی‌تواند خوشحالی خود را در جهانی تقسیم کند که اطرافیانش از جمله برادرش آموس که رویای بیسبال حرفه‌ای‌اش به فراموشی سپرده شده رو به اضمحلال‌اند. گویی خوشبختی او با رنج دیگران نسبت مستقیم دارد و این تقارن دردناک، او را دستخوش احساس گناه، اضطراب و نوعی وسواس در پیش‌بینی فاجعه‌ای قریب‌الوقوع می‌سازد. دیوید به‌تدریج به این یقین می‌رسد که نمی‌توان بی‌دلیل انتخاب شد؛ که شانس بی‌مهار، همان‌قدر که بالا می‌برد، سقوطی مرگبار در پی دارد. "مردی که بخت یارش بود" با نگاهی نقادانه، یکی از بنیادین‌ترین اسطوره‌های جامعه آمریکا را زیر سوال می‌برد: رویای آمریکایی. این اسطوره که موفقیت را نتیجه‌ی تلاش، اراده و لیاقت فردی می‌داند، در این نمایشنامه به شکل طنزآمیز و تراژیکی معکوس می‌شود. میلر در اینجا با طرح پرسش‌هایی بنیادی، این مفهوم را فرو می‌پاشاند: اگر کسی بدون کوشش و شایستگی موفق شود، آیا می‌تواند همچنان خود را انسانی شایسته بداند؟ و اگر بخت تنها تعیین‌کننده مسیر انسان است، مسئولیت اخلاقی در کجای این بازی معنا می‌یابد؟ از دیگر مضامین برجسته اثر، حس گناه بازمانده است؛ عذابی که از آن کسی است که از بلا گریخته، درحالی‌که دیگران در آن گرفتار آمده‌اند. دیوید، در برابر رنج خانواده، دوست و جامعه‌اش، احساس شرم و بی‌عدالتی می‌کند. او درون‌مایه‌ای از اضطراب اگزیستانسیالیستی را با خود حمل می‌کند: آیا زندگی ما محصول نظامی عادلانه است یا کاملا تصادفی؟ آیا خوشبختی نوعی استحقاق است یا یک حادثه کور؟ میلر با زبانی ساده اما پرقدرت، این سوالات را مطرح می‌کند و از طریق آن‌ها به مفاهیمی چون مردانگی، رقابت، حسادت، و فشار روانی جامعه برای موفقیت می‌پردازد. "مردی که بخت یارش بود" نمایشی‌ست به‌غایت تفکربرانگیز، که در لایه‌های زیرین خود تأملی عمیق درباره بخت، مسئولیت، و ناپایداری موفقیت به‌دست می‌دهد. این نمایش، تأثیرگذار و درعین‌حال تلخ، تماشاگر را به جایی می‌برد که در آن مرز میان موهبت و نفرین محو می‌شود و خوش‌شانسی نه‌فقط نشانه‌ای از نجات، بلکه شاید آغاز یک سقوط تدریجی‌ست. آرتور میلر، حتی در این اثر اولیه، با دقت و جسارت دست بر زخم‌های ناپیدای روان انسان می‌گذارد و تصویری می‌آفریند که تا سال‌ها بعد، در آثار بزرگ‌ترش پژواک خواهد داشت. این نمایش‌نامه دعوتی‌ست برای بازاندیشی در باب معنا و بی‌معنایی موفقیت، و به یادمان می‌آورد که بخت، همیشه برنده را خوشبخت نمی‌سازد.

9786225636774
۱۴۰۳
۸۳ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
آرتور میلر
صفحه نویسنده آرتور میلر
۱۹ رمان آرتور میلر، نمایشنامه‌نویس آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به رؤیای آمریکایی، گناه، خانواده، قدرت و وجدان نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های آرتور میلر
دشمن مردم (اقتباسی از دشمن مردم اثر هنریک ایبسن) نمایش‌نامه
دشمن مردم (اقتباسی از دشمن مردم اثر هنریک ایبسن) نمایش‌نامه واژه «اقتباس» برای من مفهوم ناخوشایندی دارد. ظاهرا به این معنی است که نویسنده‌ای خطر جابجا کردن ساختار کاری را بپذیرد و یا بدتر از آن عناصری را بدون اجازه نویسنده اصلی حذف کند و یا تغییر دهد. بیشتر اوقات اقتباس زمانی اتفاق می‌افتد که نویسنده‌ای توان خلق اثری را ندارد و یا بهانه‌ای است برای ننوشتن. از آنجایی که ...
مرگ فروشنده
مرگ فروشنده چارلی: هیچ‌کس جرئت نداره این مرد رو سرزنش کنه. شماها نمی‌فهمید. ویلی یه فروشنده بود. برای یه فروشنده، زندگی آخر خط نداره. اون پیچ تو مهره نمی‌کنه، از قانون حرف نمی‌زنه، یا نسخه برای مریضیت نمی‌ده. یه مردیه که کیلومترها دور از خونه، در اوج غصه هم باشه، زندگیش بسته به یه لبخند و کفشیه که برق بزنه. و وقتی ...
مرگ فروشنده سرازیر در کوه مورگن
مرگ فروشنده سرازیر در کوه مورگن ماجرا در داخل خانه و حیاط ویلی ومن و در مکان‌های مختلفی که در نیویورک و بوستن امروز ویزیت می‌کند اتفاق می‌افتد. بیف: یه فکری به ذهنم رسید که به نظرم امتحانش کنم. هپی: چیه؟ بیف: بیل آلیور یادته؟ هپی: معلومه. آلیور الان کله گنده‌ای شده واسه خودش. دوباره می‌خوای برای اون کار کنی؟ بیف: نه، ولی وقتی از پیشش می‌اومدم بیرون، یه چیزی ...
بابابزرگ و مجسمه
بابابزرگ و مجسمه آرتور میلر نمایش‌نامه‌نویس برجسته آمریکایی، از پدری کارخانه‌دار و مادری آموزگار در نیویورک متولد شد. چهارده ساله بود که ورشکستگی پدرش در دوران بحران اقتصادی امریکا او را به ترک تحصیل و پرداختن به کارگری واداشت. اما پس از جنگ جهانی دوم بود که با دهمین نمایش‌نامه صحنه‌ای‌اش، همه پسران من به شهرت رسید. بابابزرگ و مجسمه پانزدهمین نمایش‌نامه رادیویی ...
مشاهده تمام رمان های آرتور میلر
مجموعه‌ها