کتاب «کادیلاک دولان» نوشتهی استیون کینگ یک نوولا در ژانر جنایی و با محوریت انتقام است که نخستین بار در اواخر دههی ۱۹۸۰ منتشر شد. این داستان کوتاه روایتگر تلاش فردی برای اجرای عدالت شخصی در برابر یک جنایت سازمانیافته است و نشان میدهد چگونه یک فرد عادی ممکن است در شرایط بحرانی به سمت خشونت و برنامهریزی برای انتقام سوق داده شود. کینگ در این اثر تمرکز خود را به جای عناصر ماورایی، بر واقعیتهای تلخ، سازوکارهای قانونی ناکارآمد و تاثیر روانی فقدان میگذارد. همین موضوع باعث شده «کادیلاک دولان» در میان آثار نویسنده جایگاه متفاوتی داشته باشد و توجه خوانندگان علاقهمند به داستانهای جنایی را جلب کند. داستان با مرگ الیزابت همسر راوی آغاز میشود؛ انفجاری که توسط گروه تبهکاری تحت فرمان فردی به نام دولان طراحی شده است. دولان شخصیت قدرتمندی است که نفوذ زیادی در منطقه دارد و به دلیل حمایتهای امنیتی و شبکهی گستردهی خود، از دسترس قانون خارج مانده است. پلیس در برابر او ناتوان نشان داده میشود و این ناتوانی، راوی داستان را به سمت برنامهریزی طولانیمدت برای اجرای عدالت شخصی سوق میدهد. تمرکز داستان بر این موضوع است که چگونه به دنبال ناکامی قانون، فردیت و میل شخصی جهت جایگزین کردن سیستم رسمی به کار گرفته میشود. شکلگیری نقشهی انتقام در ذهن راوی و روند عملی کردن آن به تدریج و با جزئیات روایت میشود. در ادامهی داستان طرح راوی به مرحلهی اجرا در بیابانهای نوادا میرسد؛ جایی که او با دقت مسیر رفتوآمد دولان را زیر نظر میگیرد و نقشهی خود را برای به دام انداختن او عملی میکند. شرح سختیهای فیزیکی و روانی حفر یک گودال بزرگ در جاده، ثبت رنج و تنهایی راوی، و نظارت بر حرکات کادیلاک دولان بخش مهمی از روایت داستان را تشکیل میدهند. این روند نشان میدهد که انتقام تنها یک تصمیم آنی نیست، بلکه فرآیندی پیچیده با پیامدهای سنگین است. استیون کینگ از این مسیر برای واکاوی آثار روانی وسواس انتقامگیرنده استفاده میکند و میکوشد نشان دهد که تلاش برای عدالت شخصی به خودی خود دارای هزینههای سنگینی است.