«ابداع سنت» کتابی نوشته اریک هابسبام، تاریخ پژوه و مورخ مصری-آلمانی است. این اثر در دسته ادبیات پژوهشی-تاریخی قرار می گیرد و موضوع آن بر مبنای تاثیر سنت ها و آیین ها بر اجتماع انسانی شکل گرفته است. نویسنده در این کتاب در فصل های مختلف کتاب رسوم و سنت کشورهای اسکاتلند، برتانیا، هند و آفریقا را بررسی کرده و این موضوع را تشریح می کند که سنت ها، جشن ها، مراسم و آیین های ملی، پدیده هایی بدون ریشه تاریخی بوده و ساخته ذهن و تخیل بشری هستند. هابسبام در این کتاب تاکید می کند که حکومت ها و قدرتمندان برای دستیابی به منافع خود رسوم و آیین هایی را پایه گذاری کرده و سپس آن را مانند واقعیتی تاریخی برای مردم نهادینه می کنند. نویسنده در «ابداع سنت» میان سنت و رسم در کارکردها و فرم ها تفاوت های قائل شده است. هابسبام در ابتدا به این موضوع پرداخته که ابداع سنت، به تمدن ها کهن اختصاص ندارد و این مساله در دنیای مدرن هم رخ می دهد. نویسنده معتقد است که در دوره ای که سنت های کهن بدون استفاده شده یا قابلیت انطباق با شرایط جدید را از دست می دهند، زمینه برای ابداع سنت های جدید فراهم می شود. هابسبام در ادامه به سنت هایی که پس از انقلاب صنعتی به وجود آمده اند اشاره می کند و معتقد است که پس از دوران نامبرده سه دسته سنت شکل گرفته اند که عبارتند از: 1. سنت هایی که همبستگی اجتماعی یا عضویت در گروه ها را ایجاد کرد. 2. آنها که نهادهای قدرت را تایید کرده یا مشروعیت میبخشند و در پایان سنت هایی که هدف اصلی شان جامعهپذیری، نهادینه سازی باورها، نظام های ارزش و آداب رفتار است. نویسنده موفقیت سنت مدرن اول را بیش از دو سنت دیگر عنوان کرده است. همچنین در این کتاب بعضی سنت هایی را که در جوامع بشری به عنوان سنت های کهن و ریشه دار از آن ها یاد می شود به عنوان سننی مدرن معرفی می کند که تاریخ واقعی آن ها بسیار کمتر از چیزی است که مردم باور دارند.