کتاب «دوران مدرن: هنر، زمان، سیاست» نوشته ژاک رانسیر، فیلسوف برجسته فرانسوی، به بررسی چگونگی تأثیر مفاهیم مدرن از زمان بر بیان هنری و اندیشه سیاسی است. به بیان نویسنده، هنر مدرن با تغییر ساختارهای روایی، نشان دادن گسستگیهای زمانی و به تصویر کشیدن زمان به عنوان مفهومی سیال و چندوجهی، دریافت سنتی زمانمندی را کنار زده است. وی بحثهایی در مورد ادبیات، فیلم و هنرهای تجسمی کرده که نشان میدهد چگونه هنرمندان مفهوم زمان را برای خلق معنا و برانگیختن تفکر به کار گرفته اند. اما دریافت سنتی از زمان چه بوده است که اکنون کنار گذاشته شده است؟ رانسیر دیدگاه خطی و پیشرفتمحور از تاریخ و زمان را نقد می کند و در عوض پیشنهاد می کند که تاریخ از زمانمندی های متعدد و همپوشانی تشکیل شده است. او استدلال میکند که مدرنیته در یک دیالوگ دائمی بین منظرههای زمانی مختلف ایجاد شده است که ایده یک مسیر تاریخی واحد و یک جهته را رد می کند. به عبارت دیگر، زمان غایت واحدی ندارد. رانسیر همچنین به بررسی تأثیر متقابل زمان و سیاست پرداخته و بر چگونگی تأثیرپذیری جنبش ها و ایدئولوژی های سیاسی از چارچوب های زمانی تمرکز می کند. او بررسی می کند که چگونه پروژه های سیاسی مختلف زمان را تصور می کنند، خواه به عنوان گسست انقلابی، اصلاحات تدریجی، یا بازگشت دوره ای. همچنین روایتهای زمانی میتوانند کنشها و آرمانهای سیاسی را شکل دهند و زیربنای زمانی ایدئولوژیهای سیاسی مختلف را آشکار میکنند. قابل ذکر است که رانسیر از طیف وسیعی از مطالعات موردی و نمونه هایی از زمینه های مختلف هنری و سیاسی برای تقویت استدلال های خود استفاده می کند، شامل ادبیات، فیلم و هنرهای تجسمی که هرکدام تغییراتی بنیادین را به جهت فرم و محتوا داشته اند. به طور کلی، بینش کتاب به ابعاد زمانی مدرنیته دیدگاههای متعارف را نقد کرده و راههای جدیدی را برای تفکر در مورد هنر و زندگی سیاسی باز میکند.